مير تقي الدين كاشاني
688
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اى تو را در بر لباس پراساس « انّما » * وى ز تاج « هَلْ أَتى » « 1 » بر تارك « 2 » افسر يافته با همه نور و ضيا ، خورشيد ، نور خويش را * پيش مهر طلعتت از زهره كمتر يافته هر كجا عنقاى قدرت بال همّت كرده باز * قاف تا قاف جهان را زير شهپر يافته كرده حاصل كيمياگر از غبار كوى تو * آنچه از خاصيت گوگرد احمر يافته در امامت از ورود « انّما » و « هَلْ أَتى » « 3 » * هر دم از ديوان حق ، منشور ديگر يافته خادمى از خادمانت خويش را در مرتبت * ثانى ناموس اكبر ، بلكه اكبر يافته نيست مُهر مهرِ بر گردون كه از بهر شرف * آل تمغائيست ، كان از آل « 4 » حيدر يافته داده جا خورشيد را در زير سايه هركسى * چتر اقبال تو خود را سايهگستر يافته ملجأ ارباب ملت ، سرور عالىنسب * پيشواى اهل دين شاه عجم مير عرب اى مكين « 5 » مسند حق در مكان مصطفى * وى در اسرار الهى همزبان مصطفى در شب اسرى كه جبريل امين از راه ماند * بر فراز عرش بودى همعنان مصطفى
--> ( 1 ) . انسان / 1 . ( 2 ) . اصل : تاك . ( 3 ) . انسان / 1 . ( 4 ) . اصل : اهل . ( 5 ) . اصل : نگين .