مير تقي الدين كاشاني

23

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

« اى دل بچهل مصرع و يك ره بردم » * « حامى محك راى رفيعى كردم » « مىكرد مدد او كه بهر مصراعى » * « دو نهصد و هفتاد و دو مىآوردم » « 1 » مجملا اين سيّد عالىنژاد در عصر خويش به كمال بلاغت و استعداد و وفور فصاحت و رشاد ، گوى مسابقت از ناظمان عرصهء روزگار برده و هيچ‌كس از ارباب نظم ، فكر به اين مرتبه نرسانيده و در مضمار خيال ، همچو او كسى توسن بلاغت ندوانيده . رباعيّه اى آتش طبعت حسد آب زلال * خاك قدمت آب رخ باد شمال در منقبت ذات رفيع القدرت * انديشه شده‌ست عاجز و ناطقه لال اميد به كرم مهيمن متعال آنكه منبع اين فيوضات و كمالات را از هرچه نبايد ، مصون داراد و از هرچه نشايد مأمون ، بحقّ محمد و آله المعصومين . و چون آن حضرت بنابر كثرت صلاحيت بر جميع اقسام سخن ، قصايد مدّاحانه و غزليّات عاشقانهء بسيار گفته‌اند و در آن طرز سخن نيز درهاى نيكو سفته ، لاجرم عنان جردهء قلم را از وادى تعريف برمىگرداند و به ايراد قصايد و غزليّات قيام مىنمايد و هو الهادى الى سبيل الرشاد « 2 » .

--> ( 1 ) . هريك از چهار مصرع به سال 972 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . در مآثر رحيمى ، ص 620 دربارهء وى آمده است : « از سادات عالى شأن كاشان بوده و نقيب النقباى آن بلدهء جنّت‌نشان ، در چمن تربيت پادشاهان صفوى نشوونما يافته ، همواره به مزيد تقرب آن گرامىطبقه ، از همگنان ممتاز بوده ، جمعى از سخن‌سنجان هميشه در صحبت مشار اليه بوده‌اند ، من جمله ، مولانا محتشم ، مولانا وحشى يزدى ، غيرتى شيرازى و حاتم كاشى ، اهل ايران در فن تاريخ و معمّا و اضمار و مضمر و لغز ، سخنان او را بر استادان سابق تقدّم مىنهند . وى رفيعى تخلص مىكند . در سنهء 999 به جهت آزارى كه از پادشاه ايران به او رسيده بود ترك وطن مألوف نمود ، به هندوستان خراميد و در دربار اكبر شاه ، معزز و گرام بود و بهنگام سفر حج دچار طوفان گرديده و اموال و نقودش تباه شد و مجددا در مراجعت به هندوستان نوازش فراوان ديد و شنيده شد كه موازى پنجاه هزار روپيه از سركار فيض آثار به وى رسيد . و مجددا به مكّه مشرف شد و در تاريخ 1013 هجرى به وطن بازگشت و به مزيد تقرّب نواب ظل اللّه شاه عباس صفوى ممتاز گرديده ، راه مصاحبت يافت . . . در مرثيهء برادر خود مير جعفر كه در درياى عمان غرق شده گفته : دُر ز دريا بدر آرند ، چرا اين غوّاص * دُر يكتاى مرا برد و به دريا انداخت » در عرفات ، ص 170 . دربارهء وى آمده است : « نمك خوان مجلس‌آرائى ، حلّال معماى فكرت و سخن‌سرائى ، مير حيدر معمائى ، از سادات صحيح النسب بزرگوار كاشان است و رفيعى تخلّص ، در اصناف شعر سيّما معمّا و تاريخ -