مير تقي الدين كاشاني

656

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

اكنون به قريهء فين چندين ملاحد استند * هم در نماز كاهل ، هم در فساد كامل مهدى صفت برآور تيغى چو برق لامع * وين قوم را تمامى از بيخ و اصل بگسل « 1 » قصيده چون شب ز كوى آن صنم ، بربست محمل ساربان * بگشود بار غم ز هم ، بر خاطرم صد كاروان دنبال محمل مىروم ، صد بار بر دل مىروم * منزل به منزل مىروم ، اندر جوار كاروان رفتند همراهان و ما مانديم در ره مبتلا * اى بخت همراهى نما ، ما را به همراهان رسان افتاده دور از قافله هر سو يكى بىراحله * بىتوشه آب از آبله خوردند از ره ماندگان اى ناقهء مشكين نفس ، دارم من مسكين هوس * كو همچو آواز جرس آيد به منزل بىگمان اى ساربان بركش ندا ، در زنگله بنما نوا * در رقص آور ناقه را ، تا ره نوردد كف‌زنان در بحر خاك آن خاركش ، از ساربان آزاركش * تن همچو كشتى باركش ، گردن چو چوب بادبان موسى چو سنبل نى دژم ، بر يال و كوهانش علم * هرگز نديده ديده‌ام ، سنبل ز شاخ ارغوان در ره اگر بانگ حدى ناگه به گوشش آمدى * طى ساختى از بيخودى ، روى زمين در يك زمان

--> ( 1 ) . شعر فوق در هجو اهالى فين كه در مظان مذهب نقطوى بودند ، گفته شده است .