مير تقي الدين كاشاني

606

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

علم تصوّف و معقولات مهارت تمام و سليقهء رسا دارد . و به نظم اشعار به سبب موزونيت مشغولى مىفرمايد ، و در ابداع معانى ، لوازم فصاحت بجاى مىآورد . امّا دماغش گاهى به واسطهء يبوست مزاج و غلبهء سودا از طرف اعتدال منحرف مىشود ، ليكن در محلّ صحّت ، سخنان نيك از او سر مىزند ، از آن جمله از براى مولانا ميرزا على - كه مردى طويل القامه است و خود را علّامى نام نهاده - بكرّات از وى استماع نموده‌اند كه فهم مرا با اكثر افهام خوش‌طبعان و طالب علمان اگر بسنجند بر همه ترجيح مىيابم ، و در دانش خود را از فضلاى مقرّر مىداند و با وجود اينها به امر مكتب‌دارى نيز اشتغال دارد ، و اين رباعى در هجو وى گفته : رباعيّه اى ذات تو مفهوم جماد مطلق * قد تو ز عوج بن عنق برده سبق در شأن تو راست شد حديث نبوى * اى ما صدق كلّ طويل ، احمق و الحق در طبعش شكفتگى و در شعرش پختگى واقع است و اين چند بيت از اوست : انتخاب غزليّاته به راه وصل تو هرچند جست‌وجو كردم * به وصل چون نرسيدم به هجر خو كردم * * * وه كه در جسم نزارم نيم‌جانى بيش نيست * بهر سگهاى تو مشتى استخوانى بيش نيست هيچ كس نشناخت كُنه حسنت از روى يقين * وصف‌گويان جمالت را گمانى بيش نيست دورِ مى را چون تسلسل گر نباشد انتها * پيش چشم باده‌نوشان يك زمانى بيش نيست قاضيا تاج شهى و افسر كيخسروى * هر دو نزد اهل حق ، بار گرانى بيش نيست * * *