مير تقي الدين كاشاني

561

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

كُشته گشتيم و تن زار در آن كوى بماند * دل به يكسوى طپان ، چشم به يكسوى بماند گلرخان گوش به درد دل عاشق كردند * گل نورستهء ما بود كه خودروى بماند چون گذشتى به چمن جلوه‌كنان از سر ناز * سرو از پاى درافتاد و گل از بوى بماند * * * هرگه آن بدمست از كاشانه مىآيد برون * شعله را ماند كز آتشخانه مىآيد برون تا درون سينه‌ام مهر رخت پرتو فكند * آفتاب از روزن اين خانه مىآيد برون از غلوى جذبهء عشق است نذرى اينكه يار * هر زمان از بزم بىتابانه مىآيد برون * * * نمىدانم چه بىدردىست يا رب ناصح ما را * كه چاك سينه را از چاك پيراهن نمىداند به هرجا چشم افكندم جمالت پرتوافكن شد * كليم طور عشقت وادى ايمن نمىداند سيه شد خانهء دل بس كه در وى آه من پيچيد * مگر دود دل عاشق ره روزن نمىداند * * * اى محبت به توام هست اميدى بسيار * نگذارى كه مرا از نظر اندازد يار از خطايى كه نكرديم ، هزاران توبه * وز گناهى كه نكرديم ، هزار استغفار * * *