مير تقي الدين كاشاني

551

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

به هر دو پلهء ميزان « 1 » نهيم مهر و وفا * ترازويى « 2 » كه محبّت كشند بىسنگ است نياز و ناز ز هم رنجه‌اند و همزادند * ميان حسن و محبّت نه صلح و نه جنگ است بيا بگوى به گوش من اى مغنىّ عشق * كه نغمهء غم من در كدام آهنگ است هلاك طول بيابان عشقم اى كسرى * مرا چه كار به منزل ، چه غم ز فرسنگ است * * * دل عزم كوى او چو به خاطر برآورد * شخص خيال ما ز خوشى پر برآورد بعد از هزار بار خرابى انتظار * شام اميد ما سحر محشر آورد * * * دلم خوش از مى بيغش نگردد * به آبى خاطر ما خوش نگردد به غير از من كه خصم جان خويشم * كسى پيراهن آتش نگردد * * * الماس ريزه بر جگر ريش ما مريز * يعنى كه خنده بر دل افگار ما مكن كسرى عذاب روحم ازين بيشتر مده * ما دلشكسته‌ايم تو آزار ما مكن * * * از سيل اشك ، نور در اين چشم تر نماند * چندان گريستم كه اثر از نظر نماند از بس كه ديده گريه به روز وداع كرد * خونابه در دل و ترىام « 3 » در جگر نماند * * * هر لحظه هست با دگرى التيام تو * مىسوزد آه ، جان مرا لطف عام تو روح القدس ز خاطر من فيض مىبرد * تا گشته بارگاه دل من در مقام تو * * *

--> ( 1 ) . اصل : ميران . ( 2 ) . اصل : ترازوى . ( 3 ) . اصل : تريم .