مير تقي الدين كاشاني
526
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
دى راه نمازم زد ، غارتگر ايمانى * ميخواره سراندازى ، مستانه غزلخوانى چندان ز تب مهرش گرمم كه نمىدانم * پيش نظرم آرند گر و صلى و هجرانى * * * به حشر اگر به همين حسن پا نهى همه كس را * شود به جان دگر احتياج و محشر ديگر * * * شهرتم آفت جان گشت نمىدانستم * كه طلب كار تو بىنام و نشان مىبايست [ 33 . ] مولانا فخرى به صنعت درويشى و خودگذشتگى و حالت گوشهنشينى و شكستگى اتّصاف دارد و به حرفت بقّالى اوقات مىگذارد . قريب به شصت سال است كه قدم در وادى شاعرى نهاده و اشعار بسيار از قصيده و غزل و رباعى و قطعه در سلك تحرير انتظام داده و با بسيارى از شعراى اعصار صحبت داشته و به صحبت مير على اصغر مشهدى « 1 » و مولانا حيرتى تونى « 2 » و ديگر اكابر مشرّف گشته ، مىگويند كه مير على اصغر مىگفت اگر مولانا فخرى عامى نمىبود سخن او در ميان شعرا و ظرفا تا زمان قيامت باقى مىبود و از آن جمله غزلى دارد كه در جواب
--> ( 1 ) . مير على اصغر مشهدى : ملا على اصغر علاف ، از نقباى مشهد مقدس بود . در عهد اكبر شاه هندى به هند رفت . در گفتن شعر از اماثل و اقران ممتاز بود . بعد از مراجعت به وطن ، درگذشت . در اوايل حال مشهدى و بعدا فنائى تخلّص مىنمود . ازوست : گر جان طلبى ز من ، فدا خواهم كرد * دشنام اگر دهى ، دعا خواهم كرد هرگز به جفا ز تو نگردانم روى * هرچند كنى جفا ، وفا خواهم كرد « برگرفته از : تحفهء سامى ، ص 319 و الذريعة ، ج 9 ، ص 849 » ( 2 ) . حيرتى تونى : از شعراى معروف كه در شهر مرو نشوونما يافته و به قول خود از اهالى تون است . در اوايل حال ، بىقيد و لاابالى بوده و اكثر به هجو زبان گشوده . با وحيدى قمى مهاجات زيادى داشته و پس از مسافرتهاى زياد ، در سال 970 به طمع مالش ، در شهر كاشان مقتول گرديد . ازوست : رحم نمود و آمد از ، توسن خشم و كين فرو * آيت رحمتى چنين ، نامده بر زمين فرو « برگرفته از : الذريعة ، ج 1 ، ص 286 و تذكرهء سامى ، ص 182