مير تقي الدين كاشاني
503
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
آنكه خونم پيش ازين خوردى گرش فرصت شدى * چيست يا رب كين زمان غمخوارى من مىكند * * * به خفت گر روم بىاو دلم خرّم نخواهد شد * غمش از خاطر محنت گزينم كم نخواهد شد چنان پژمرده شد كشت اميد از خشكسال غم * كه آب خضر اگر بارد بر او ، خرّم نخواهد شد حياتى گر به انكار وفايش مىكشى خود را * كه اين خاطرنشان مردم عالم نخواهد شد * * * دارم از الفت مردم من مجنون كُلْفَت * ذوق ديوانه در آن است كه تنها باشد * * * چو مىداند كه با من آن جفاجو يار خواهد شد * رقيبم گر نمرد از غم ، يقين بيمار خواهد شد كشيدم حرفى از اغيار در مستى و مىدانم * كه او از غصّه خواهد مرد چون هشيار خواهد شد حياتى شمهاى از قرب خود با غير اگر گويم * به اين بىغيرتى تا حشر ازو بيزار خواهد شد * * * مخمور عشقم ساقيا ، داد من ديوانه ده * زين مى خمارم نشكند ، جامى از آن خمخانه ده تا انتقام از مدعى امشب به بدمستى كشم * ساقى چو دور من رسد ، مى تا لب پيمانه ده