مير تقي الدين كاشاني
498
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ابواب انعام و احسان بر روى روزگارش مىگشود تا آنكه در محلّى كه سيادت و فضيلتپناه امير ركن الدين مسعود ولد مشار اليه به سنّ رشد رسيد مولانا حياتى در كاشان توطّن داشت و از ممرّ مصاحبت و ملازمت مشار اليهما محظوظ و بهرهمند بوده اشعار دلپسند بر صفحهء خاطر « 1 » مىنگاشت ، در آن اثنا به مصاحبت بعضى ملاحده ميل نمود و ابواب مخالطت اهل نقطه بر روزگار خود گشود و دست ارادت به بيعت اين طايفهء مضلّ داده ، به قدم اخلاص ، طريقهء نامرضيهء اهل ضلال پيش گرفت و در اندك زمانى در علم نقطه و شناخت رسوم ايشان ترقّى بسيار كرده فضاى باطن كدورت ميامنش از وساوس شياطين ملاحده ، صفت ظلمت پذيرفت . القصّه ، بعد از آنكه در آن وادى ترقّى كلّى كرده از دار المؤمنين كاشان به واسطهء عشق صراف پسرى به دار السّلطنهء قزوين رفت و مدّتى در آنجا به صحبت امناء آن طايفه و سالكان مسالك آن طريق مىرسيد تا آنكه جمعى را از ايشان گرفته ، با كتاب چند ، به مجلس خاقان جنّت مكان بردند و بعد از تفحّص احوال آن جماعت ، بالتّمام نزد يكى از قورچيان عظام محبوس و معذّب گرديدند . القصّه ، مدّت دو سال مولانا در آن حبس بماند و بعد از خلاصى از آن قيد به دار الموحّدين شيراز رفت و يك دو سال ديگر در آنجا به فراغت گذرانيده در سنهء 986 به وطن مألوف مراجعت فرمود و مدّت ديگر در اينجانب به خلاف سابق به تتبّع سنن دين نبوى كوشيده در غايت تقوى و پرهيزكارى و نهايت رسوخ اعتقاد در ديندارى سلوك مىنمود و بعد از آن از اينجانب مسافر شد و الحال در احمدنگر در خدمت ارباب نظم مىباشد و به سير و سلوك مشغول است . « 2 » امّا ديوان مشار اليه از غزل و تركيب و رباعى و غيره ، قريب به دو هزار بيت ترتيب داده و اين ابيات از انتخاب آن ديوان است ليكن خود به اين انتخاب راضى نيست ، زيرا كه عامى است و اكثر سخنان خود را نمىفهمد و گاهى كه شعر از او مىطلبند اشعار ديگر مىخواند .
--> ( 1 ) . اصل : خواطر . ( 2 ) . ترجمهء احوال شاعر در : كاروان هند ، ص 333 و الذريعة ، ج 9 ، ص 268 نيز مذكور است .