مير تقي الدين كاشاني
470
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
فرحانگيز نقش قبول خود و رد ديگران بر لوح خاطر « 1 » خاصّ و عام مىنگاشت . امّا در خلال اين احوال به مصاحبت سيادتپناه نقابت دستگاه امير ركن الدين مسعود نقيب ، كه سابقا بعضى احوالش سمت اندراج يافته ، ميل نمود و آن سيادتپناه پسنديده سيرت ابواب لطف و عنايت به روى روزگارش « 2 » گشود و چون آن حضرت از وطن مألوف عزيمت ديار هند فرمود ، مولانا با وجود ميل بسيار به وطن ، به اندك مدّتى به سبب عشق قنّاد پسرى « 3 » در مصاحبت يكى از تجار به جانب هند شتافت و به حسب تقدير ملك قدير ، در شهر احمدنگر به خدمت سيد مشار اليه رسيد و به سعادت تجديد مصاحبت قديم اختصاص يافت و تا غايت در آن ولايت ساكن است و در كمال فراغت بر مسند منادمت متمكّن . از نتايج افكار او غزلى چند است مشهور ، و اين چند بيت كه در اين خلاصه مثبت گشته بر السنه و افواه اهل روزگار مذكور . « 4 » انتخاب غزليّاته يا غير را ز كوى تو آواره مىكنم * يا مىكَنَم دل از تو و يكباره مىكنم يا مىستانم از تو خط بندهپرورى * يا خطّ بندگىّ تو را پاره مىكنم تا چند همره تو توان ديد غير را * فكرى براى خويش درينباره مىكنم يا مىكنم علاج غم هجر و قرب غير * يا آنكه ترك وصل تو خونخواره مىكنم ذهنى به من بساز كه پيدا شود رقيب * درد دلى كه هست تو را ، چاره مىكنم * * *
--> ( 1 ) . اصل : خواطر . ( 2 ) . اصل : عنايت برورى روزگارش . ( 3 ) . اصل : قنادى پسرى . ( 4 ) . در عرفات ، ص 239 دربارهء مولانا حيدر ذهنى آمده است : صاحب ذهنى سبزه ، فطرتى دلپذير ، مولانا حيدر ذهنى از اهل عصرست و مدّتى است كه به هند آمده ، در خدمت عادلشاه مىباشد . كم شعر است امّا بسيار ادراك واقع است . در نقاشى ماهر و به قمار ، خصوص نرادى بغايت سرگرم . . . چون مولانا ملك قمى و ظهورى در برابر مخزن كتابى تمام كردند و يك شتروار زر از عادلشاه گرفتند وى اين رباعى بگفت : در مدح و ثنايت اى شهنشاه دكن * معذورم دار اگر نگفتم مخزن مپسند كه بهر يك شتر زر ، گيرم * خون دو هزار بيت بد ، در گردن ترجمهء احوال شاعر در : كاروان هند ، ص 421 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 294 و تذكرهء ميخانه ، ص 252 نيز مذكور است .