مير تقي الدين كاشاني

456

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

در كمند تو به هر گوشه گرفتارى هست * بر ميان دل هركس ز تو زنّارى هست عشق ميدان بلايىست كه پيوسته در او * صد سر از جرم وفا بر سر هر دارى هست رو به ديوار از آن بىتو نشينم كه مدام * عكس رخسار تو بر هر در و ديوارى هست گرچه عمرىست كزين باديه گريان رفتم * لخت‌لخت جگرم بر سر هر خارى هست * * * دار را معراج مىنامند سربازان عشق * كى سر هر بو الهوس را عشق بر دار آورد وحشتى هر روز در عشق از براى جنس غم * دست جان خويشتن گيرد به بازار آورد و له فى الرباعيّه تا كعبهء كوى خود نمايان كردى * بر من ره طوف كعبه آسان كردى عيد است به كوى خويش قربانم كن * در كعبه همان گير كه قربان كردى [ 25 . ] مولانا افضل دوتارى اصل وى از قريهء آوره است من اعمال نطنز عراق . در فن موسيقى و ادوار خصوصا ، در نواختن ساز دوتار و چهار تار بر سر آمدهء سازنده‌هاى آفاق . در اوايل حال و ايّام صبا در صحبت نقد گنجينهء كامل نصابى اعنى ميرزا حسابى « 1 » كسب حيثيت موسيقى و علم ادوار نمود و در اندك زمانى به واسطهء آنكه سليقه‌اش به آن وادى موافقت تمام داشت قصب السّبق از سازنده‌ها و نوازنده‌هاى دوران درربود ، بلكه در آن صنعت كار به جايى رسانيده بود كه در هر

--> ( 1 ) . براى مطالعهء شرح احوال ميرزا حسابى به صفحهء 77 اثر حاضر كتاب مراجعه شود .