مير تقي الدين كاشاني
325
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ديگران ندانند در او عجبى پديد گشت ، و بدان سبب در دل مردم انس پيدا نكرد و با وجود حسن صورت مقبول خاطر مستعدّان نشد ، لاجرم از اينجا متوجّه ديار هند شد و در آن ديار طريق فقر و مسكنت و تزهّد و تشيّد اختيار كرد و رياضتها كشيد و چون در وادى مذهب خبيث العقيدهء اهل نقطه « 1 » - عليهم لعاين اللّه ابدا - حرف مىگفت توفيق نيافته و فايدهاى به او نرسيد ، ليكن كسانى كه او را در آنجا ديدهاند مىگويند با وجود دعوى عرفان و شكستگى نفس و تجرّد و قناعت ، همان دعاوى باطله مىكند و تصوّرات فاسده دارد چنانچه از اين رباعى كه به وى اسناد مىكنند اين معنى مستفاد مىگردد . رباعيّه بحر كرمم منّت جود كه برم * محو عدمم نام وجود كه برم گويند سجود پيش حق بايد كرد * چون من همه حق شدم سجود كه برم يكى از مستعدان جواب سخن وى را چنين گفته و همانا : غيرتى شيرازى « 2 » است . رباعيّه آن كس كه به شرع نيست قائل ، ز كجا * اثبات كند كه گشت و اصل به خدا و اللّه كه هست ، ثمّ باللّه كه هست * در مذهب ما ريختن خونش ، روا اگرچه سيد مشار اليه در زمان جوانى و اوان ريعان زندگانى از سر تمكين و اقتدار تجرّد و انقطاع اختيار كرده و شيوهء سلّاك و انفراد پيش گرفته ، امّا به تسويلات و تخييلات شياطين اهل نقطه فريفته گشته و راه حق را واگذاشته و كمال جهل نفس بدفرماى او را بر آن داشته كه اطاعت و تصديق ضروريات شريعت مصطفوى نكند و اوامر و نواهى دين مبين نبوى را منكر شود ، نعوذ باللّه من سوء اعتقادات اهل الغىّ و الضلال . بلى هركه در ابتدا مخراق لاعب در دست گرفت و با فسّاق و اباحتيان ، در ميدان ضلالت و اباحت ، كه مهيّج شهوات جسمانى است جولان نمود و مادّهء لجلاج را در اختلاج آورد ، از او اينها عجيب و غريب نيست . مصرع به آرزو و هوا برنيايد اين معنى بلكه سالهاى دراز به ذريعهء شوق و نياز سر بر آستان معلّمان دين مبين بايد زد ، و تتبّع احكام و اصول و فروع شريعت متين نمود تا از چمن معرفت بويى به وى رسد و عهدهاى درازمدّت به وسيلهء صدق نيّت و خلوص طويّت ، دست از دامن اهل صلاح و سداد نبايد
--> ( 1 ) . به زيرنويس صفحه 292 اثر حاضر مراجعه شود . ( 2 ) . به فصل دهم كتاب ، شعراى شيراز مراجعه شود .