مير تقي الدين كاشاني
321
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ملا وحشى جهان نكبت * بحر تَعَب « 1 » است و كان نكبت ملا وحشى كه بر سر او * بسته ، تتق آسمان نكبت ملا وحشى چو برفروزد * شمعىست ز دودمان نكبت ملا وحشى چو جغد ماده * جا كرده بر آشيان نكبت ملا وحشى كه گاهِ گفتار * گوياست به او زبان نكبت ملا وحشى كه ميتوان يافت * در چهرهء او نشان نكبت ملا وحشى كه رنگ رويش * ياد آورد از خزان نكبت ملا وحشى كه جز به ذاتش * نتوان بردن گمان نكبت وحشى كه نخست نظمكش چه * نثرش چه و سست نظمكش چه * * * آنها كه طريق نظم پويند * از من همه زاد راه جويند پيشم چو رسند طرفهگويان * انديشه كنند تا چه گويند من آبم و همگنان سرابند * من سنگم و ديگران سبويند اين دربدران كوبه كو را * گوييد سگ كدام كويند ؟ بر خاك طمع فتادهاى چند * خوشدل به كدام آب رويند ؟ پيشانيشان قرين سندان * در روسختى ، چو سنگ و رويند چون . . . زبان دراز و چون . . . * گنده دهن و سياه رويند جائى كه شوند داخل بحث * ظاهر نه كه از كدام سويند اين قوم چو ضد اهل دردند * يا رب نابود و نيست گردند * * * وحشى به سر مبارك تو * شمشير منست و تارك تو
--> ( 1 ) . اصل : كعب .