مير تقي الدين كاشاني
299
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
از بحر جود هيچ كسم لب نگشته تر * الّا ز ابر دست خداوندِ كان يسار سلطان تختگير و شهنشاه تاجبخش * شاهى كه هست مركز ايّام را مدار بر گردن سپهر نهد قدر او خراج * در بينى زمانه كشد قهر او مهار خصم تو كيست هيچ مگير اعتبار ازو * كو خود به دشمنى تو مىگيرد اعتبار عزم مصمّمت چو كند پاى در ركاب * بيرون برد ز طبع زمين مايهء قرار ايمن ز انهدام شود خانهء حباب * حفظت اگر بر آب روان افكند گذار نزد شكوه حلم تو و دست باذلت * نه بحر را كفايت و نه كوه را وقار احرام طوف كعبهء كوى تو هركه كرد * در هر دو گام هشت بهشتش شود دوچار * * * شاد باش اى بخت و دولت كامبخش و كامياب * در زمان پادشاه كامبخش كامياب شاه اسماعيل غازى كز پى نظم جهان * ذات او كردند از ديوان شاهى انتخاب آنكه گر باعث بر امنيت نبودى ذات او * ز استخوانبندى عالم كم نگشتى اضطراب نشتر نوك سنانش زد رگ قيفال ملك * تا وجود دين و دولت گشت فارغ ز انقلاب