مير تقي الدين كاشاني
297
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
انتخاب قصائده در خون هزار غوطه فزون خورد روزگار * تا گوهرى چو طبع من افكند بر كنار ريزان ستاره نيست سحرگه كه آسمان * بر نظم من لآلى خود مىكند نثار آراستهست گردن و گوش زمانه را * طبعم كه هست مخزن دُرهاى شاهوار خوش مىكند زمانه دهان را زمان زمان * از ميوهاى كه كلك من آورده است بار يك گل نچيدم از چمن نظم و هر قدم * در پاى خاطرم شكند روزگار خار طبعم گهر فشاند به خروارها و ليك نيست * از هيچكس به يك جوِ پوسيده شرمسار اقران من ز غايت حرص و طمع برند * از پيش طاق طاقيه شلوار از كنار « 1 » شمعم ، نيَم چراغ كه قوتم دهد كسى * از جسم خويش مىبُرم و مىبرم به كار مدحم كه دلگشاست چو شهد وصال دوست * هجوم كه جانگزاست چو زهر فراق يار
--> - شعراى مشهور مباحثات و منازعات و مجادلات و مهاجات داشته ، خصوص مولانا وحشى و حاتم و غيرهم ، با حاتم مهاجات غريبه رخ نمود و از جانبين اداهاى زشت خنك سر زده . فوت هر دو در اوّل و آخر يك سنه رخ نموده چنانچه بعضى در تاريخ ايشان يافتهاند : ز سالى مرد حاتم بعد فهمى ( 1011 هجرى ) و الحق نكتههاى بلند نفيس در ميان اشعار فهمى به هم مىرسد . براى تحقيقات بيشتر ر . ك : مكتب وقوع ، ص 349 ؛ تذكرهء ميخانه ، ص 614 و صبح گلشن ، ص 322 . ( 1 ) . اصل : منار .