مير تقي الدين كاشاني

292

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

به هر نگه كه « 1 » كنى تازه مىشود دل زارم * اسير مردمى چشم دلنواز تو گردم عجب نباشد اگر رستگار روز قيامت * ز سوز طاعت عشق گنه گداز تو گردم * * * دشمنى برد ز حد با دلم آن غيرپَرَست * داردش دوست هنوز اين دل بىغيرت من خويش را بر دم شمشير بلا خواهم زد * هاشمى هست ببين تا به كجا جرأت من * * * يا رب از بهر دل غير نپرسيد مرا * يا ندارد خبرى يار ز بيمارى من [ 17 . ] مولانا موحد الدين فهمى از شعراى قراردادهء دار المؤمنين است مردى است به حسن فهم و درستى سليقه موصوف و به شعرشناسى و دريافت نكات شاعرى در ميان اقران و امثال معروف . سالهاست كه در طور شاعرى قدم نهاده و در تتبّع اشعار متقدّمين و تفهّم غثّ و سمين منظومات متأخّرين به هر وادى شتافته و در آن طريق شناخت بيش از وصف حاصل كرده ، چنانچه توان گفت در اين فن بر وجوه شعرا و ائمهء اين طايفه صفت تقدّم و رتبهء تفوّق دارد . ليكن به واسطهء آنكه در علوم متداوله چندان كارى نكرده گاهى از منهج صواب منحرف مىشود و به اندك علمى اعتقاد به ديگران پيدا مىكند و لهذا بعضى اوقات به تتبّع روش كج اهل نقطه « 2 » - عليهم لعاين

--> ( 1 ) . اصل : كه نگه . ( 2 ) . نقطويان : جنبشى اجتماعى و عقلانى كه در قرون نهم و دهم هجرى ، در ايران ظاهر گرديد و حدود 150 سال در ايران و اطراف شيوع يافته ، احديّه ، محموديه ، امناء ، اهل تناسخ و . . . ناميده شده‌اند . در وجه تسميهء نقطويه چنين آورده‌اند كه چون محمود پسيخانى معتقد بود كه آفرينش و پيدايش هر چيزى از خاك است و آن را نقطه مىناميده ، بدين نام معروف و مشتهر شده‌اند . از جمله ديگر اعتقادات اين فرقه ، پرستش انسان كامل ( مبين ) ، و ردّ اصول و فروع دين اسلام را مىتوان نام برد . به اعتقاد آنان ، هرآنچه اكنون ، صورت و پيكرى دارد ، ذرات پديدآورنده‌اش در جهان باقى مانده و در هر زمان به صورتى ، از گياه و سنگ و . . . ظهور مىيابد و از خوى و كردار آنان ، به صورت و پيكر -