مير تقي الدين كاشاني

274

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

انتخاب غزليّاته رقيبان را در آن كو پهلوى آن دلستان ديدم * كشيدم تيغ كين ، ديگر خدا را در ميان ديدم * * * چرا دامن كشد از من گلى كاندر رهش خاكم * اگر او پاك دامان است من هم عاشق پاكم * * * جانا به بزم غير نشيمن چه مىكنى * كشتى مرا به طعنهء دشمن چه مىكنى * * * ز خانه تيغ كين بر كف به قصد من برون آمد * كسى كش دوست مىپنداشتم ، دشمن برون آمد به وصف حسن آن گل اين غزل چون گفت يعقوبى * به تحسين كردنش از هر دهن ، احسن برون آمد * * * از شرم ابروى تو مه نو به شام عيد * خود را چنان نمود كه كس ديد و كس نديد * * * لب جان‌پرور جانان حيات جاودان دارد * به اين معنى گواهى مىدهد هركس كه جان دارد * * * ز شوق مردم و روى تو در نقاب هنوز * مرا بكشتى و دارى ز من حجاب هنوز * * * من تايب و پريرخ من رند و مىپرست * از دست يار توبهء مى بايدم شكست * * *