مير تقي الدين كاشاني

269

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

چون نتوانى گذشت از دنيى دون * در حال گذشتگان نظر بايد كرد [ 13 . ] مير ركن الدين مسعود از سادات لازم الاحترام دار المؤمنين كاشان است . جوانى است خوش محاوره و قباحت فهم ، و به حسن صورت آراسته است و به خوبى سيرت پيراسته ، حسن خلق آيتى است در شأن او نازل و لطف طبع حيله‌اى « 1 » است ذات او را شامل ، در اوايل حال و ايّام صبى قدم در وادى طالب علمى نهاد و به‌واسطهء درستى سليقه و جودت ذهن ، ابواب مناقب و مفاخر بر وادى روزگار خويش گشاد و در بعضى علوم رسمى سركشيد و مقدّمات هر علمى را به اسهل وجهى و اندك زمانى به نظر تأمّل ديد ، امّا هيچ كدام را از آنها به سبب مخالطت با شعرا و خوش‌طبعان ملكهء خود نساخت و همواره به واسطهء كمال تخلّق ، تخم مهر و محبّت در فضاى خاطر صغير و كبير مىنگاشت . و الحق طبعش در كمال علوّ است چنانچه به هرچه توجّه مىنمايد دريافت آن به اسهل وجوه او را روى مىنمايد . و در وادى عشق و نياز سربلند است چنانچه سر به هيچ معشوقى و محبوبى فرود نمىآرد . مستعدان كاشان و شعراى عراق با مشار اليه و والدش سيادت‌پناه حقايق آگاه ، امير نعمت اللّه نقيب در مقام خدمت بودند و هرچه مىگفتند سخنان ايشان را به سمع رضا و اطاعت مىشنودند چه سالهاى دراز ، منصب نقابت و پيشوايى سادات دار المؤمنين مذكور به آباء و اجداد ايشان متعلّق بود و از خاندان ايشان به ديگرى منتقل نشده بود ، امّا چون پدر مشار اليه را جذبه‌اى رسيد و به واسطهء دماغ خشكيها از آن منصب استعفا نمود و سيادت‌پناه فضيلت دستگاه مخدوم‌زادگى نيز به سبب بىپروايىها ، يا آنكه آن منصب را لايق خود نمىدانست ، چندان التفاتى و توجّهى به منصب پدر نفرمود و از اينجا دلگير شده در شهور سنهء 985 متوجّه ديار هند شد و حالا زياده از هشت سال است كه در آنجا رحل اقامت انداخته و اوقات به خوبترين وجهى مىگذراند ، انشا اللّه برعكس والد خود دوست‌كام و مقتضى المرام به وطن اصلى مراجعت نمايد . امّا در محلّى كه در اين‌جانب تشريف داشتند گاهى به شعر گفتن ميل و التفات مىنمود و ركنى

--> ( 1 ) . اصل : حيلتى .