مير تقي الدين كاشاني
209
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
چون سخنپرداز عهد خويش بود * گشت تاريخش ، « سخنپرداز عهد » « 1 » تاريخ فوت قاضى سمنان حامى اهل شريعت قاضى سمنان كه بود * محرم بيت الحرام و محرم بيت الحرم بود ازو افروخته شمع روان مصطفى * بود ازو افروخته اهل شريعت را علم اهل شرع مصطفى را قاضى صاحب لوا * خيل آل مرتضى را مير با خيل و حشم افتخار اهل شرع از اقتدار علم و فضل * مفخر دهر از علوّ رتبه و قدر و همم ناگهان از اقتضاى كلُ شىء هالك * بست رحل هستى و زد خيمه در ملك عدم بود از عزّ و شرف چون اهل سمنان را ملاذ * بهر تاريخش ، « ملاذ اهل سمنان » شد رقم « 2 » تاريخ فوت ملا محمد مرشدى زواره « 3 » سر اهل ارشاد ملّا محمد * كه نخل وى از صرصر دهر افتاد چو بد سرور اهل ارشاد از آن قوم * برآمد ز مرگش هزار آه و فرياد چو تاريخش از اهل ارشاد جستند * رقم زد خرد ، « سرورِ اهل ارشاد » « 4 » تاريخ وفات مولانا شاه مرتضى فقيه شاه سرير دانش ، آن مرتضاى اسلام * كز علم دين برآورد ، در عرصهء جهان ، نام آن بحر علم و دانش ، كز غايت تبحّر * مىبرد فضل ازو فيض ، مىيافت علم ازو كام آن قدوهء افاضل ، كز علم و فضل خواندش * علّامهء زمان دهر ، قطب زمانه ايّام
--> ( 1 ) . به سال 1003 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . به سال 1008 ه . ق اشاره دارد . ( 3 ) . شرح احوال شاعر در فصل شعراى يزد درج شده است . ( 4 ) . به سال 1008 ه . ق اشاره دارد .