مير تقي الدين كاشاني
123
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
فرياد ازين دودهء آدم كه در ايّام * گر هم خلفى بود ، چو ما ناخلف آورد روزى كه بنا كرد قضا سبز حصارش * زينگونه خران كرد كه « 1 » مشت علف آورد تا بازرهد خاطر ازينگونه لئيمان * دل روى طلب ، سوى امير نجف آورد خورشيد جهان ، سرور عالم ، ولى اللّه * سرّى كه ز اسرار دو گيتى بود آگاه ذاتش چو محيطىست كه موجش گهر آرد * خورشيد چو مرغابى از آن سر بدر آرد هر خُرد « 2 » حبابى كه از آن بحر برآيد * نقش دو جهانت به يكى چشم درآرد هم هديه به او موسى عمران برد از طور « 3 » * هم تحفه به او وادى ايمن شجر آرد گر عكس ضميرش شب هجران بدرخشد « 4 » * صد صبح برون سر ز مسام سحر آرد افسردگيى كز نفس خصم تو خيزد * بيم است كه در پيكر گردون حذر آرد هر نقطه كه در مدح تو بر صفحه رقم گشت * گر حامله گردد همه قرص قمر آرد بر ناف زند بوسه همى پهلوى قدرش * گر با تو فلك دست جدل در كمر آرد از روى تو انوار الهى شده تابان * در روى تو انوار چو خورشيد شتابان * * * اى روى همايون تو داغ دل خورشيد * راى تو گشايد گره از مشكل خورشيد يك روز كفت بذل كند مايهء دريا * يك لحظه رخت بخش كند حاصل خورشيد
--> ( 1 ) . اصل : زينگويه خران كه . ( 2 ) . اصل : فرد . ( 3 ) . اصل : ببرد طور . ( 4 ) . اصل : بدرخشيد .