مير تقي الدين كاشاني
111
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
وقوف تمام دارند مىگويند كه در آن نسخهء گرامى فوايد غريبه و فرايد نفيسه درج نموده و خلاصهء مقصود و زبدهء غرض از معالجات حكما و تجربيات اطبّا در قلم آورده و نظام فوايد حكمت و عقود جواهر خبرت به ادا رسانيده و از اقران و اكفا به سبب ترتيب اين تأليف و تجديد اين تصنيف از ميدان حالت ، گوى سبقت درگذرانيده و بىشائبهء تكلّف و رايحهء تصلّف ، طبيبى است روشن رأى كه در اصلاح و نگاهداشت مرضا و تدبير معلولان محتاج بالدّوا ، يد بيضا مىنمايد و در انواع علاج و اقسام تداوى ، نفسى قائم مقام نفس مسيحا ظاهر مىگرداند چنانچه به زيادتى معرفت و قوّت حداست اگر خواهد سودا را از طينت شب مىزدايد و صفرا را از طبيعت روز مىربايد . نعم ما قال من قال . رباعيّه علم تو عرض ز نفس جوهر ببرد * فكر تو سَهَر ز چشم عبهر ببرد طبع تو حكيمىست كه بىزحمت نطق * دِق از تن ماه و رعشه از خور ببرد حكيمى است كه رأى قويمش ، صورت حكمت را به مثابهء هيولاست و عليمى است كه نظر صائبش ، در جميع احوال به منزلهء علّت اولى ، صحيح الطبعى كه با وجود قلّت سن ، جميع اطبّاء دوران به فضل و تقدّم او معترفاند ، سريع الذهنى كه به سبب جودت فهم تمامى فضلاى زمان از بحر دانشش مغترف ، و با اين حالات در وادى خوشنويسى و قلم نستعليق شريك غالب خوشنويسان است . در اين اثنا بعضى اوقات شريف را به نظم غزليّات رنگين و قصايد متين و رباعيات دلنشين مصروف مىسازد و مىتوان گفت كه در سلك شعراى انام و مناشير بلغاى ايّام انتظام دارد ، و شاهد اين دعوى آنكه در اين اوقات اعنى سنهء 992 كه به واسطهء دريافت ملاقات والد عالىقدر خويش به قزوين تشريف برده بود و در آنجا به واسطهء اختلاف آب و هوا ، آن جناب را عارضه و بيماريى رسيد و بعد از صحّت از آن مرض ، هم در آن ضعف و نقاهت اين قطعه « 1 » بر زبان كلك سحر آزمايش جارى گرديد و فى الواقع تفصيل و علّت مرض و سبب شدّت و صعوبت آن و آثار بدايع و روايع بنان را به درستترين وجهى بر منصّهء عرض نهاده و فضل و شاعرى خود را ظاهر ساخته و آن قطعه اين است :
--> ( 1 ) . اصل : + را .