مير تقي الدين كاشاني
93
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
[ 6 . ] مولانا ضياء الدين محمّد اصل آن جناب از دار الخلافهء رى است امّا مولد و مسكن ، دار المؤمنين كاشان . در جميع اقسام علوم معقول و تمامى فنون منقول سرآمد علماى زمان است و پيشواى دانشمندان دوران ، به صفاى طبيعت و درستى قريحت و محاسن اخلاق و مكارم آداب از فضلا و علما ممتاز و مستثنى است ، و جمال حالش به زيور مهارت در علم فقه و احاديث و حليهء ممارست در فن فروع و اصول مزيّن و محلّى ، كاملى است كه ذهن مستقيم او ستون حكمت است و عالمى است كه طبع سليم او معيار فضيلت ، جذر اصمّ ، آوازهء فضايلش شنيده و فلك با هزار ديده ، نظيرش نديده . در اوايل حال طالب علمى ، در درس زبدة المحقّقين و قدوة المدقّقين مولانا ابو الحسن « 1 » كه علّامهء آن زمان بود ، به اكتساب علوم توجّه نموده و در اندك زمانى قصب السبق از ياران و مستعدان درربود و بعد از آن متوجّه ديار هند شد و بعد از اندك زمانى از آنجا غانما سالما مراجعت نموده به جانب وطن آمده ، در زمان خان ميرزاى صفوى « 2 » به شرف صحبت و درس مولانا ميرزا جان شيرازى « 3 »
--> ( 1 ) . مولانا ابو الحسن ابيوردى بن احمد مهنهاى : از دانشمندان معروف دورهء شاه طهماسب بوده . در ابتدا در شهر بخارا كسب كمال نمود و در دانشهاى زمان خود ، به ويژه در رياضيات مهارت يافته ، سپس در شهر كاشان ، در مصاحبت خان ميرزاى صفوى ، پسر معصوم بيگ بسر مىبرده و كار تعليم و تربيت او را عهدهدار بوده . خواجه افضل تركه نيز از شاگردان اوست . وى تأليفات زيادى دارد از جمله : حلّ ما لا ينحل ، مشارق و مرآت الافلاك در رياضى و نجوم . آثار ديگرى چون : حاشيه بر شمسيّه و حاشيه بر تهذيب المنطق دارد . وى در شعر دستى داشته و بىسوز عشقى نبود . در سال 969 درگذشته و در اردبيل مدفون است . « كاروان هند ، ص 753 » ( 2 ) . خان ميرزاى صفوى يا خان احمد : فرزند معصوم بيگ اعتماد الدوله ، حاكم كاشان بوده و سالهاى زيادى در دربار شاه طهماسب منصب وكالت داشته و به قول امين احمد رازى ، از علوم متداولهء زمان بهرهمند ، در فقه قصب السّبق از اقران و همگنان مىربوده . در سفر حج به همراه پدر ، دچار روميّه شوميه گرديده و در تاريخ 976 هجرى شهيد شد . در شعر غبارى تخلّص مىكرد . ازوست : شد سينهام پرخار غم ، شبها خيال آن پرى * مستانه مىآيد برون ، ترسم كه بيدارش كند « برگرفته از هفت اقليم ، ج 3 ، ص 257 » ( 3 ) . حبيب ميرزا جان باغنوى شيرازى ، از حكمتشناسان قرن دهم هجرى بود و گرچه جمال حالش در جميع علوم آراستگى داشته ، ولى در معقولات سرآمد افاضل دوران بود . ساليان دراز در شيراز به تدريس اشتغال داشت . طلاب و شاگردان بىشمارى ، محضر وى را درك كردهاند . از او چند كتاب و تحشيهء برخى كتب به يادگار مانده كه عبارتند -