مير تقي الدين كاشاني

73

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

سخن است ، مجملا چون در اصل فطرت ، ذاتش قابل افتاده بود بىمربّى و مرشدى در سنّ صبا روى توجّه به جانب كسب فضايل و كمالات آورده ، در اندك مدّتى از اكثر علوم بهره‌مند گرديد و به واسطهء جدّ و جهد بسيار بنيان فضيلتش صفت اتمّيت و صورت متانت پيدا كرد چنانچه علم منطق و كلام را فنّ خود ساخته و اصول و فروع را نيك مطالعه نموده ، و الحق هر كتابى را كه آن جناب مطالعه كرده درست فهميده و دقايق آن را بر لوح خاطر فيض مآثر نگاشته و اسلوب انشا و علم سياقت را نيز پيروى نموده ، ليكن به واسطهء اشغال ديگر در آن شروعى ندارد . امّا قبل ازين به سبب عشق نوخطان مليح و زيباسيرتان فصيح در سلك اهل مودّت انتظام داشت و همواره اشعار عاشقانه و ابيات شاعرانه بر لوح بيان مىنگاشت و الحال از آن سلوك باز ايستاده ، اوقات صرف افاده و استفاده علوم مىكنند و گاهى درين اثنا به واسطهء ترطيب دماغ به صحبت اهل مشرب و خوش‌طبعان مشغولى مىنمايند و چون طبع موزون دارد و سليقهء رسا ، به واسطهء جامعيت صفات به نظم غزليّات ميل مىفرمايد و خيالات تازه مىانگيزد ، چنانچه از ابيات بلاغت آياتش اين معنى ظهور تمام دارد و احتياج به بيّنهء ديگر ندارد : انتخاب غزليّاته گمان مبر كه گذشت آنچه كرده‌اى با ما * خدنگ آه مگر نيست در كمان ، ما را امين ازو بستانيم داد خود روزى * اگر دهد فلك بىوفا ، امان ما را * * * از تو اى بد مهر ، اى پيمان گسل ، اى سست عهد * سست عهدى ، سركشى ، نامهربانى زود بود اى به قول مدّعى در حقّ ياران بدگمان * بدگمانى در حق ياران جانى زود بود با وجود آن همه اظهار عصمت كردنت * با رقيبان وعدهء عيش نهانى زود بود * * * اى آرزوى جان ، خط و خال نكوى تو * با جان من چه‌ها كه نكرد آرزوى تو