مير تقي الدين كاشاني
52
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
فردا كه شود صبح قيامت روشن * يابد مضمونِ نامهء خود هر تن آن نامه كه جز خطا نباشد در وى * دانم كه چه نامه باشد ، اى واى به من * * * از وصف مى و جام لبالب توبه * وز گفتهء روز و كردهء شب توبه از عشق بتانِ رخنه در دين افكن * سخت است اگرچه توبه ، يا رب توبه * * * كرديم ز آلايش صهبا توبه * از مستى عشق سجده فرما توبه بىباده و عشق زندگانى بر ما * هرچند حرام است خدايا توبه و له فى لغز النّوم دلا ز پردگيى مىدهم نشانى چند * چه پردگى ، كه بود مونس خواص و عوام به شب اگرچه كند بيشتر همآغوشى * ولى شبيه به روز است و هست روز اندام چه بىقرار مريض و چه عاشق مهجور * همينكه يافته وصلش ، گرفته است آرام بود برادر مرگ و چه طرفه است كه هست * ز اهل درد گريزان ، به اهل صحّت رام اگر لغز رودش نقد زيب فكرت بكر * رسد ز پردگى من به جانب تو پيام وگر به پرده نشانيش از مقابل مرد * « ز سال دختر فكرم چو من بيابى « 1 » كام » « 2 » و له فى لغز المدام دلا دقيقهشناسى و نكتهپردازى * بيا و خوش بگشا اين لغز معمّا را چه باشد آنكه بود سرخ و زردپوش اكثر * كند به لاله بدل زعفران هر سيما مدام پردهنشين است ليك پردهدرىست * كه هم ز عشق برو شرم و هم ز حسن حيا اگرچه باعث خونهاست مايهء هستى است * اگرچه در پى غوغاست ، هست عيشافزا تمام روز شود شب چو ناپديد كند * تمام روز بود در ميان شب پيدا ز شهرها شده تا همدمى به آب كند * مثال آب مثال است در بيابانها به بزمها بر ارباب مشربش حرمت * خدا ز حرمت او گفته است در همه جا
--> ( 1 ) . اصل : پياپى . ( 2 ) . به سال 980 ه . ق اشاره دارد .