مؤلف مجهول
70
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
كه اولياء خدا قدس الله « 1 » اسرارهم به رياضت و مجاهده خود را « 2 » به مرتبهء انبياء صلوات الله « 3 » عليهم « 4 » رسانيدهاند ، و اين مرتبهء « 5 » عاليست كه درويش خود را به رياضت به اين مرتبه رساند . اى درويش ! همت بلند دار و جهد كن ، روز را به شب آر و شب را به روز ، و گرسنگى پيشه كن و تشنگى شعار خود ساز ، و رياضت و مجاهده شيوهء خود گردان ، و خود را به اين مرتبه برسان ، تا از رستگاران حق باشى و در وى محو « 6 » مطلق شوى . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [ البقرة : 156 ] . اما معلوم باشد كه بزرگوار در جميع عمر خود دوازده هزار مريد پرورد ، و سى و دو خليفه گذاشت ، و خود از باطن مطهر حضرت خضر عليه السلام تربيت يافت ، و بر قلب « 7 » داود عليه السلام بود . بعده معلوم باشد كه بزرگوار در تاريخ صد و نود از مرتبه عدم به فضاء « 8 » وجود تشريف آورد ، و مدت حيات آن قدس سره العزيز هشتاد سال و ده روز بود ، و روز يازدهم بود كه خبر مرگ در رسيد . به فور « 9 » برخاست « 10 » و تجديد وضو كرد و دوگانه ادا نمود ، و ياران را اخبار كرد و از همه بحلى خواست . و ياران نيز بحلى خواستند ، و گريان گشتند ، و گفتند : اى بزرگوار ! مگر ملازمان را داعيه مراجعت است ؟ مگر برادران و مولد به خاطر شريف رسيد « 11 » ؟ شيخ قدس سره العزيز خنده كرد و گفت : آرى ! حقير « 12 » را دغدغهء مراجعت هست ، اما نه به آن نوع كه شمايان را به خاطر آمده است ، بلكه به وطن اصلى كه : كل شىء يرجع الى اصله است . كه مدت معين بر وجه امانتدارى از براى امتحان فرستاده بودند ، مهلت به آخر آمد ديگر چه مانع است « 13 » ؟ امانت را « 14 » به صاحب امانت بايد سپردن . از براى همين مصلحت ياران را خبر داديم كه حاضر شوند ، تا « 15 » امانت را در حضور ايشان به صاحب امانت تسليم نماييم ، تا معلوم « 16 » شود كه همان نوع كه « 17 » نهاده شده بود نگه داشته شده است يا نى . اين بگفت بعده هفتاد بار سلام بجاى آورد و بيست مرتبه به لبيك اجابت جواب داد ، و مراقب گشت . ديرگاه مراقب بود . درويشان پنداشتند كه حضرت شيخ رحمة الله تعالى « 18 » مراقب است . اما بزرگوار همان لحظه كه سر به مراقبه برده بوده « 19 » جان به حق تسليم نموده بود . و ليكن هيچ نوع تغييرى در بشره و در اعضاى آن بزرگوار ظاهر نشد كه كس خبردار گردد . درويشان فرياد انگيز كردند و زارى آغاز كردند . از سينهء مبارك آن بزرگوار درين حين
--> ( 1 ) - ب ، ت : + تعالى ( 2 ) - ب : - را ( 3 ) - ب : + تعالى ( 4 ) - ب : + اجمعين ( 5 ) - ت : + مرتبه ( 6 ) - الف : - محو ( 7 ) - ب : + حضرت ( 8 ) - متن تق ، جميع نسخ : به فزاى ( 9 ) - ب ، ت : بالفور ( 10 ) - ب : برخواست ( 11 ) - ب : رسيده است ( 12 ) - ب : فقير ( 13 ) - ب : + كه ( 14 ) - ت : - را ( 15 ) - ب ، ت : + اين ( 16 ) - ب : - تا معلوم ( 17 ) - ب : - كه ( 18 ) - ت : + عليه ( 19 ) - ب : - برده بوده