مؤلف مجهول

50

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

حق سبحانه و تعالى . سه روز برين گذشت . روز چهارم حضرت خواجهء زنده‌دلان رسيد ، ديد كه « 1 » بزرگوار به عبادت مشغول است گفت « 2 » : الحمد لله ! بزرگوار دوان شد ، و در پاى مبارك آن حضرت افتاد و گريه آغاز كرد و گفت : اى پيغامبر خدا ! من بندهء عاجز درمانده را درين صحراى بىسروپا كه جز « 3 » از الله « 4 » كس نيست ، و غير از حضرت تو فريادرس « 5 » نيست ، اين همه انتظاريم چراست ؟ حضرت خواجه عليه السلام فرمود كه : اى فرزند ! سر بردار و آمين گوى ! بزرگوار سر از زمين برداشت و به آمين مشغول شد . حضرت خواجهء زنده‌دلان دست برداشت و به دعا مشغول گشت . هنوز دعا به اتمام نرسيده بود كه « 6 » فتحى در باطن بزرگوار پيدا شد و كشف امور غيبيه « 7 » ميسر گشت ، يعنى آسمان و هرچه كه در وى هست تا عرش مكشوف شد ، و زمين تا تحت السرى و هرچه در وى هست نمودار گشت و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ و اهل ايشان همه مكشوف شدند ، كه هيچ‌چيز پوشيده نماند مگر دولت ديدار . بعد از آن بزرگوار در مقام عذر شد كه : اى پيغامبر خدا ! معذور بايد داشت كه روز اول از سر جهل و نادانى و به وسوسهء شيطانى دربارهء حضرت پيغامبر برحق چندين ناسزا گفته شد « 8 » . به لطف خود بايد عفو فرمود كه مقربان درگاه الوهيت بحر بىپايانند ، و بحر به نجاست نجس نگردد . حضرت خضر عليه الصلاة و السلام گفت : باك « 9 » نيست هرچه از دوست مىرسد خوبست . اى فرزند ! من بعد همت بلنددار و در بندگى معبود ازلى و پادشاه لم‌يزلى استوار باش و مترس كه درين صحرا تنها چگونه اوقات بسربرم ، و مگو كه مقصود حاصل شد ديگر چه‌كار كنم ؟ اجل نعم كه ديدارست در پيش است ، خدا يارست و من هم نفس و عبد الصمد مونس ، و ديگر دوستان خداى تعالى بىحد و عد همدم خواهند شد « 10 » . اضطراب مكن كه اضطراب « 11 » فعل شيطان است عليه اللعنه ، و صبر از صفات رحمان است جل و عز و علا كه گفته‌اند كه : الصبر مفتاح الفرج 16 . بعد از او گفت كه امروز مرا رخصت بخش ديگر تو مىدانى . بزرگوار گفت : اى پيغامبر خدا ! بنده ضعيف را چه صنع باشد كه درآمد و رفت برگزيده‌هاى حق سخن كند ؟ اختيار در دست ايشان است . حضرت خواجه فرمود : اگرچه آن نوع است و ليكن به ارادت آمده بودم به اجازت روم بهتر باشد . آن بود كه حضرت خضر عليه السلام آن روز به رخصت

--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - ب : - گفت ( 3 ) - ب : غير ( 4 ) - ت : + تعالى ( 5 ) - ت : فريادرسى ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ب : غيب ( 8 ) - ب : چندين گستاخى كرده شد . ( 9 ) - ب : باكى ( 10 ) - ب : خواهد شد . ( 11 ) - ب : - اضطراب