مؤلف مجهول
30
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
فصل دوم در بيان ذكر آن شيخ يكى « 1 » ديگر كه حضرت شيخ قدس سره العزيز در عالم روحانيت او را تربيت كرده است . بدانكه در دمشق مردى بود كه او را خواجه احمد صابونى مىگفتند كه صابونخانه دمشق با وى بود ، و خود در او تصرف داشت ، يعنى ديگرى را در وى متصرف نساخته بود . و قسمت او « 2 » هزار تنكچه « 3 » سفيد بود كه به پادشاه مىداد . اما مردى بود پاكيزه روزگار و جوانمرد و نان ده « 4 » و مقبول طبع پادشاه و خوشخوى ، كه اهل شهر با او « 5 » خوش داشتند . روزى از روزها « 6 » به خاطرش رسيد كه كنج قناعت گيرد و تنهايى اختيار كند ، و گوشهء صومعه برگزيند ، و از خلق منقطع گردد ، و از پادشاه مجازى روى گرداند و از مطيعان « 7 » و مقيدان « 8 » دنيا انقطاع جويد و بيزارى خواهد ، و به دوستان دنيا دشمن شود ، و به دشمنان دنيا دوست گردد و رياضت پيش گيرد و مجاهده « 9 » پيشهء خود سازد و مشقت درويشى شعار خود گرداند . در همين « 10 » انديشه بود كه چشم او به خواب رفت ، ديد كه در مرغزارى نشسته است ، كه چشم جهانبين او هرگز نديده بود و عقل خردهشناس او هرگز تخيل نكرده بود ، و گوش اسرار شنو او نشنيده بود « 11 » . از حيرت « 12 » به اطراف آن مرغزار نگران و تعجبكنان در گوشه نشسته بود « 13 » كه مردى خوشصورت و پاك سيرت از جايى « 14 » پيدا شد و گفت : اى احمد ! اين چه منزل خرم است ؟ هيچ مىدانى كه اين همه در وى حيرانى « 15 » و نگران ؟ خواجه احمد گفت : و الله اعلم ! نمىدانم كه اين خوابست يا خيال كه اينچنين منزل شريف و مرغزار لطيف هرگز نديده بودم و نشنيده ، ليكن همين مقدار مىدانم كه باغ بهشت است كه در خواب مىبينم . و اين خود معلوم شده است از افواه عوام « 16 » و خواص ، و يقين من هم هست كه حق سبحانه و تعالى را جنات است « 17 » كه گاهى به بعضى دولتمندان در خواب يا در بيدارى در عالم معنى نمودار مىسازد دور نيست كه همان باشد كه « 18 » حق سبحانه و تعالى به اين بنده ضعيف خود مىنموده باشد . شيخ گفت : آرى !
--> ( 1 ) - الف ، ب : - يكى ( 2 ) - ت : از ( 3 ) - الف ، ب : تنكه ( 4 ) - ب : اما مرد پاكيزه روزگار و جوانمرد و نان ده بود ( 5 ) - ب : به وى ، ت : با ارى ( 6 ) - ب : - از روزها ( 7 ) - ب : طبعيان ( 8 ) - ب : مقتدايان ( 9 ) - ب : + را ( 10 ) - ب : اين ( 11 ) - ب ، ت : - بود ( 12 ) - ب : - حيرت ( 13 ) - ب : - بود ( 14 ) - ت : جانبى ( 15 ) - ب : حيران ( 16 ) - ب : از اقوام و عوام ( 17 ) - ب : چنانست ( 18 ) - ب : - كه