مؤلف مجهول

507

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

الهى ! درويشان بىمايه و دردمندان بىسرمايه را به صفت دردمندى متصف گردان ، به عزت و رحمت خود يا رحمن ! عزلت ، يعنى خلوت و كناره گرفتن و دامن كشيدن از خلق و وصلت جستن به حق . اى درويش ! اگر حق طلبى در حجاب شو ، يعنى در پردهء عزلت بنشين و از خلق كناره‌گير و دامن از خلق برفشان ، كه آشنايى خلق دردسر است و مانع حصول مقصود و سبب ملامت دنيوى و موجب ندامت اخروى و مستلزم بعد از مقصود اصلى كه آن حق است . بدان و آگاه باش اى درويش ! و كناره‌گير از صحبت اهل مجاز اى دل‌ريش ! كه صحبت اهل مجاز غيبت‌انگيز است و نفاق‌آميز . اين هر دو سبب بعد از مقصود و مطلوب اصلى است كه بازگشت همه همانست ، زيراكه اصل همهء موجودات اوست . و رسيدن به او به صفت غيبت محال است ، زيراكه غيبت اشد از زناست به مضمون حديث مشهور كه : الغيبة اشد من الزنا . و زانى ابعد است از درگاه حق ، چنان كه در اخبار صحيحه آمده است كه حضرت رسول صلى الله عليه و سلم فرموده كه : اى ياران ! بدانيد كه در هر هفته يك‌بار گناهان امتان مرا بر من عرضه مىدارند ، گناه زنا را از همهء گناهان اشد مىبينم و زانى را ابعد . واى بر حال آنان كه اشد از وى را مرتكب باشند ، لاجرم ابعد از درگاه باشند ! و ديگر در عالم ظاهر نيز زانى مستحق حدى گردد كه بدترين حدود بود كه تعلق به ضرب داشته باشد ، چنان كه ياد كرده شده است در كلام مجيد كه : الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ . [ النور : 2 ] و نفاق نيز برين نوع است كه مذكور شد ، زيراكه نفاق صفت منافقانست . و منافق كسى را گويند كه ظاهر وى به مسلمانان موافق باشد و باطن وى به كافران يكرنگ . و اين نيز سبب كمال بعد از مقصود است . نصيب درويش آن است كه عزلت گيرد و از صحبت خلق فرار نمايد ، تا به اين نوع مهالك در نيفتد و هلاك نشود و غرض از عزلت آن است كه با حق الفت جويد ، و شب و روز حق گويد ، تا به حق و اصل شود . و بعضى مردم كه گفته‌اند « خلوت در انجمن » ، به نسبت كاملانست كه ايشان را خلأ و ملأ يكسانست ، اما آنان كه ناقصانند البتّه عزلت لازم ايشانست ، تا به جمعيت خاطر و حواس جمع كار كنند . اما نسبت واصله را در كار دارند ، زيراكه جن و شيطان در عزلت بيشتر در پيچند و فريبند . و از راه