مؤلف مجهول

444

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

برخاست كه : اى وليه ! قدر ترا ندانستيم ، معذور دار ! اين بگفتند و به نماز مشغول شدند ، و به ده هزار كس نماز بىبى را ادا كردند . و بعد از فراغ نماز جنازه ، در رنگ اول به جانب خلوت‌خانهء بىبى روان شد و درون رفت . زمانى توقف كردند . يكى از اكابر گفت : اى ياران ! من درآيم و از حال اين وليه خبر يابم كه چه شد . برخاست و به خلوت « 1 » بىبى درآمد ، ديد كه جنازه هست و بىبى نى . گفت : اى وليه ! صدقنا و سلمنا خوش بندهء عزيزى كه در دنيا چنين بود و به آخرت چنين رود ! به‌فور « 2 » بيرون آمد و گفت : اى ياران ! محل ايستادن نيست ، برخيزيد كه صاحب منزل به منزل « 3 » خود رفته است . چون اين بشنيدند همه « 4 » متفرق شدند . بعد از وفات يكى در خواب ديد كه به حوران در بهشت سير مىكند ، پرسيد كه اى بىبى ! خداى « 5 » با تو چه كرد ؟ بىبى گفت : آن كرد كه با بىبى مريم كرد . و الله اعلم بالصواب « 6 » .

--> ( 1 ) - ب : + خانه ( 2 ) - ب ، ت : بالفور ( 3 ) - ب : - به منزل ( 4 ) - ب ، ت : - همه ( 5 ) - ب : + تعالى ( 6 ) - ب : - بالصواب ، ت : + و اليه المرجع و المآب