مؤلف مجهول

438

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

الحمد لله ! كه اين‌چنين فرزندى كرامت كرده است كه بوى ولايت از وى مىآيد . چه خوش بنده‌هاى سعادتمند كه هرچه خواهند يابند ! نذرها در راه خداى تعالى « 1 » كردند ، و منتظر آن شدند كه روزى بود كه جمال جهان‌آراى اين مبارك روى منظور نظرها گردد « 2 » ، و چشمان بىنور از آفتاب جمال او منور گردد ، و دماغ مشوش از بوى دلاويز او معطر شود . و درين آرزو بودند . به مرور ايام وقت رسيد « 3 » و مدت منقضى شد ، و آفتاب جهان‌تاب « 4 » از پردهء حجاب بيرون آمد ، و جهان تيره به نور روى « 5 » روزافزون او منور گشت ، و شعاع آفتاب از مشرق سعادت نمودن گرفت . فى الحال مريم در خلوت شد و پرده كشيد . بىتوقف و بىزحمت آن ماه طلعت و منور ظلمت و خورشيد « 6 » رفعت « 7 » و سرو قامت و خاتون قيامت از پرده بيرون آمد ، به شير آلوده و به مشك و عنبر آميخته كه از بوى دلاويز او دماغها معطر ، و از روى خورشيدوش او ديده‌ها منور « 8 » . به مجردى كه از زندان « 9 » رحم مادر به صحن زمين افتاد ، گفت : لا إله إلّا الله محمد رسول الله . ديدند كه « 10 » يك دست بر سينه نهاده و دست ديگر بر ما لا يطلع عليه الرجال گذاشته . چون اين دو چيز در وى ديدند ، « 11 » تعجبها كردند و به عزت تمام از زمين برداشتند « 12 » . بعد از سه روز در گهواره كردند . و در گهواره هميشه مىگفت : لا إله إلّا الله . پدر و مادرش با همديگر گفتند كه « 13 » : اين فرزند به مايان نخواهد وفا كردن « 14 » و فايده نخواهد رسانيدن « 15 » مگر در روز قيامت . نمىدانيم « 16 » كه « 17 » اين حوراست كه به صورت آدم در نظر مىنمايد « 18 » يا پريست كه در چشم مىنمايد ، و الا از فرزند آدم اين نوع ذاتى به وجود آيد و در دنيا قرار گيرد محال مىنمايد . اين بگفتند و شبها در محافظت او احتياط تمام مىكردند . اما شبها « 19 » فرشتگان به فرمان رب العزة مىآمدند « 20 » و از گهواره مىبردند و به حوران بهشتى در بهشت نگه مىداشتند و نزديك به صبح باز فرشتگان مىآوردند و در گهواره مىكردند . و بعد از جدا شدن از گهواره نيز حال همين بود . مدت شش سال برين گذشت كه هيچ‌كدام را از حال اين عزيزه اطلاع نشد . و روزانه در كنج خانهء خلوت دست به كار و دل به يار ( بود ) . تا مدت سيزده

--> ( 1 ) - ب : راه حضرت حق سبحانه و تعالى ( 2 ) - ب : شود ( 3 ) - ب : - رسيد ( 4 ) - ب : + به اراده حضرت ملك وهاب ( 5 ) - ب : - روى ( 6 ) - ت : خرشيد ( 7 ) - ب : مرتبت ( 8 ) - ب : - كه از بوى . . . منور ( 9 ) - ب ، ت : - زندان ( 10 ) - ب : - كه ( 11 ) - ب : در وى مشاهده كردند ( 12 ) - الف : برداشتن ( 13 ) - ب : - كه ( 14 ) - ب : وفا كرد ( 15 ) - ب : نخواهد رسانيد ( 16 ) - ب : نمىدانم ( 17 ) - ب : - كه ( 18 ) - ت : در نظر مىآيد ( 19 ) - ب : - شبها ( 20 ) - ب : فرشتگان مىآمدند به فرمان ملك پستعان و ، ت : مىآمدند به فرمان رب العزت و