مؤلف مجهول
436
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
كردند « 1 » و نعش مبارك او را تيمنا و تبركا دستبهدست « 2 » برداشتند و بر سر قبر رسانيدند و دفن كردند . همان شب يكى در خواب ديد ، گفت : اى شيخ ! حال چيست ؟ شيخ گفت : الحمد لله و المنة له ! باز پرسيد كه : خداى با تو چه كرد ؟ شيخ گفت : اجل نعم ، كه نعمت ديدار است نصيب من كرد . و گفت : بگو « 3 » به درويشان كه هرچه من كردم به همان باشند ، اما علامات ظاهرى كه علامات قلندريه است ترك كنند ، زيراكه كار مردم كم كار نيست كه در جماعت به علامت كار كنند و در انجمن خلوت سازند . اين بگفت و غايب شد . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
--> ( 1 ) - ب : شيخ را خواندند ( 2 ) - ب : - دست به دست ( 3 ) - ب : - بگو