مؤلف مجهول
15
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
اين مناجات بود كه آوازى به گوش مبارك او رسيد كه : اى عبد الله ! « اضْرِبْ بِعَصاكَ » « 1 » [ البقرة : 60 ، الاعراف : 160 ] بزرگوار چون اين ندا بشنيد به اسم رب العزة عصا به دست گرفت و به آن مكان كه چشمه روان بود به غيرت به زمين « 2 » فروكوفت و برداشت . به فرمان خداى عز و جل از نوك عصا چشمهء آب روان شد ، همان نوع كه اول روان بود . بعد از آن در مقام دعا شد و گفت : الهى ! به حرمت حبيب خود به ديگرش كه درخت است ارادهء خود متعلق گردان تا سبز گردد و مونس يكديگر شوند . باز آواز آمد كه : اى عبد الله ! سخن يكى است . اين شنيد به فور « 3 » برخاست « 4 » دست در درخت كرد و بيفشانيد . درخت خشك « 5 » به قدرت رب العزة سبز گشت و ميوه ريخت آن مقدارى « 6 » كه دفع جوع كردند و باقى را ذخيره « 7 » ساختند ، و حال آنكه وقت زمهرير بود . غرض آن بزرگوار نه آن بود كه درين وقت سير « 8 » كند ، بلكه مقصود آن بود كه حق « 9 » مواطنت و مساكنت به جاى آرد و حقيقت دوستى ظاهر سازد كه بىحقيقتى در ميان درويشان كفر است . و ديگر غرض ازين سير تنبيه بود به اين جماعت كه رعايت دوستان و حق مواطنت « 10 » به اين نهج بايد كرد كه ما به نسبت اين دوستان خود كرديم . و همان روز مراجعت كرد و به منزل رسيد و به زاويهء رياضت باز رفت و رياضت « 11 » پيش گرفت و مجاهده شيوهء خود ساخت . و طريق رياضت آن بزرگوار آنچنان بود كه تمام سال روزه مىداشت مگر دوازده روز كه « 12 » افطار مىكرد ، يعنى « 13 » در هر ماه يك روز ، آن هم بنا بر آن بود كه بالكليه از خلق منقطع نباشد كه انقطاع از خلق اين طايفه را به اين صفت ، يعنى من كل الوجوه مصلحت نيست . زيراكه مرد آن است و درويش اوست كه در انجمن خلوت كند ، و در خلوت ، خلوت « 14 » لا بد است . و در ايام افطار با خلق صحبت داشتى به رسم مردم ظاهر ، و از اطعمه و اشربه اجتناب نكردى . و از مطايبه عرفى ابا نكردى . و جامه به رسم علما پوشيدى و در ايام صوم گوشهنشين بودى ، به نوعى كه غير از اصحاب خود هيچكس را به نزد خود راه ندادى . آن نيز در اوقات معينه بود . و ساير اوقات با همان هشتاد كس كه تربيت يافته از ارواح مقدسهء انبياء عليهم السلام بودند در عالم معنى ، و مصاحب اين بزرگوار بودند در عالم ظاهر ، و كسب كمال ازين بزرگوار كرده بودند صحبت مىداشتند . اين نيز
--> ( 1 ) - ب : - كه اى . . . بعصاك ( 2 ) - ب : بر زمين ( 3 ) - ب ، ت : بالفور ( 4 ) - ب : برخواست ( 5 ) - ب : + شده ( 6 ) - ب ، ت : مقدار ( 7 ) - الف ، ب : زخيره ( 8 ) - ب : سبر ( 9 ) - ب : + سبحانه ( 10 ) - ب : مواطبت ( 11 ) - ب : - و رياضت ( 12 ) - ب : - كه ( 13 ) - الف ، ب : - يعنى ( 14 ) - ب : - و در . . . خلوت