مؤلف مجهول
394
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
سبحانه و تعالى عبادت مىكرد اگرچه زبان مبارك آن قدس سره العزيز « 1 » به كلام نيك جارى نمىشد ، اما شكسته بسته شب و روز پيوسته على قدر حوصله به بندگى مشغول بود . روزى در عقب گوسفند مىگشت ، ديد كه پيرى از دور پيدا شد و نزديك آمد و گفت : اى بنده ! از آن كيستى ؟ گفت : از آن خواجه ابو بكر . پرسيد كه : غير « 2 » تو بندهء ديگر دارد ؟ گفت : آرى ، بندهء ديگر دارد . گفت : اى بنده ! بدانكه يك خواجه را دو بنده مجوز است و يك بنده را دو خواجه نيز « 3 » جايز « 4 » است كه در خدمت هر دو باشد و خدمت هر دو را به جاى آرد . بزرگوار گفت : اى خواجه ! نيك مىفرمايى ، على قدر حوصله به جاى مىآرم ، اما چون از هندم زبان من به كلام جارى و ملايم نيست ازينجهت بسيار متألمم كه چگونه بود ؟ آن پير گفت : به هر نوعى كه هست خدمت بايد كرد كه خداى تعالى لطيف است ، به لطف عميم خود در معرض قبول خواهد داشت . بزرگوار گفت : اى خواجه ! خاصه « 5 » از براى آن خدايى كه « 6 » ترا آفريده است ، چه باشد كه بعضى چيزها كه در عبادت لابدى است به من تعليم كنى ، تا در ثواب عبادت من شريك باشى ؟ آن پير گفت : اى بنده ! بااينهمه عجز و بندگى ترا اين همه همت باشد ، من كه آزادهام مرا چه همت بود كه از جهت تعليم مسئلهء عبادت به ثواب « 7 » طاعت تو شريك باشم ؟ آن بود كه « 8 » كلمهء طيبه و شهادت و ايمان مجمل و مفصل و دعاى قنوت و التحيات تا عبده و رسوله « 9 » و آداب نماز تعليم كرد و گفت : فردا نيز همينجا حاضر شو ، و من نيز حاضر آيم و بقيهء مسائل را به تو تعليم دهم . خواجه فردا روز گوسفندان را به همان جاى معين برد ، و آن پير نيز حاضر شد و باقى مسائل را تعليم كرد و گفت : اى شادكام ! اين بار به كام دل رسيدى ، ديگر بر همين باش و عبادت حق « 10 » تعالى كن « 11 » . به نصيحت پير بزرگوار به عبادت حقتعالى « 12 » مشغول شد ، به نوعى كه روزانه در پى گوسفند به ذكر خداى تعالى مشغول مىبود ، و شبها تا روز پيشانى در عبادت سبحانى « 13 » بر زمين مىسود و هميشه مىگفت : الله معبود ! و غير ازين ذكر او را ذكر ديگر نبود « 14 » . روزى در پى گوسفند مىگشت ، و الله معبود مىگفت . ديد كه در سر خارى جانورى « 15 » نشسته
--> ( 1 ) - ب : اگرچه زبان آن بزرگوار به كلام ( 2 ) - ب : ابو بكر گفت غير از تو ( 3 ) - ب : - نيز ( 4 ) - ب : مجوز ( 5 ) - ب : - خاصه ( 6 ) - ب : براى خداى تبارك و تعالى كه ( 7 ) - ب : عبادت در طاعت ( 8 ) - ب ، ت : شريك باشم الآن كلمه ( 9 ) - ب ، ت : - تا عبده و رسوله ( 10 ) - ب : + سبحانه و ( 11 ) - ب : + و خواجه بزرگوار ( 12 ) - ب : - حقتعالى ( 13 ) - الف ، ت : - سبحانى ( 14 ) - ب : و او را غير ازين ذكر ، ذكر ديگر نبود ( 15 ) - ب : ديد كه جانورى در سر خارى