مؤلف مجهول

12

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

رياضت سخت پيش آورد « 1 » كه « 2 » اگر بر سنگ نهادندى سنگ پاره شدى ، و ليكن اين بزرگوار بىتشويش رياضت مىكشيد « 3 » و درين مدت از مربى خود چنان تربيت يافت كه در تحت تعريف درنيايد . بعد از هفت و نيم سال اشارت شد و بشارت رسيد كه : اى عبد الله ! ديگر ترا به ملازمت اويس بايد رفت ، و در خدمت او بايد بود « 4 » تا آخر عمر آن بزرگوار ، كه « 5 » بناء عمرش در مقام تنزل است و كسب كمال پيش او بايد كرد . اگرچه تو از تربيت من بهره‌مندى و ليكن من از عالم رخت برداشته‌ام ، لا بد مىنمايد از پير ظاهرى كه او نيز اويسى باشد ( تربيت يا بى ) اگرچه اويسيان را به پير ظاهر احتياج نيست ، اما لازم مىنمايد كه طريق اويسيه را « 6 » راهنمايى بوده باشد ، تا طريق سلوك و روش كار او را « 7 » معلوم گردد . آن بود كه بزرگوار به رخصت و اشارت حضرت موسى صلوات الرحمن عليه « 8 » عزم ملازمت آن حضرت « 9 » بزرگوار كرد ( و ) به توفيق الهى و لطف عميم نامتناهى به دولت ملازمت و شرف خاكروب آستانهء عالى پرفيض آن جناب مشرف گشت ، و عرض احوال كرد ، و كيفيت روزگار گذشته به سمع مبارك « 10 » آن حضرت رسانيد . و آن حضرت « 11 » قدس الله سره العزيز به نور ولايت همان روز كه اين واقعه به شيخ واقع شد معلوم كرده بود . از فحواى كلام شيخ « 12 » دانست كه قصه چيست ، و سخن از كجا دارد . گفت : اى فرزند ! نيك مىگوئى و ليكن در طور ما آنكه تو مىخواهى ميسر نمىشود ، مگر از مصاحبت . اگر خواهى قبول دارم مصاحبت ترا محض از براى خشنودى روح مقدس حضرت موسى صلوات الله « 13 » عليه و سلم . حضرت شيخ ازين سخن خوشحال شد و ملازمت بزرگوار را « 14 » غنيمت داشت ، و آبروى دنيا و سعادت آخرت خود شناخت . مدت بيست و پنج سال در ملازمت آن حضرت بود و مصاحبت كرد و خدمت شايسته به جاى آورد و به كمال رسيد . و در سال بيست و ششم حضرت اويس قدس الله سره العزيز از دار الفناء به دار البقاء رحلت نمود و نعش مبارك حضرت اويس قدس الله « 15 » سره العزيز را در مسكن كه « 16 » عبادتگاه حضرت خضر عليه السلام 4 بوده است « 17 » دفن كرد كه ربع فرسخ است به تل « 18 » قطبيه . ( و ) هفتاد هزار فرشته به صورت آدم حاضر آمدند « 19 » ( و ) نماز آن مقرب درگاه را ادا نمودند « 20 » . اما امام حضرت شيخ بود قدس الله سره « 21 » . بعد از آن سه روز ديگر حضرت بزرگوار در سر خاك آن حضرت

--> ( 1 ) - ب : برون آورد ( 2 ) - ب : - كه ( 3 ) - ب : رياضت مىكشد ( 4 ) - ب : + كه ( 5 ) - ب ، ت : - كه ( 6 ) - ب : - را ( 7 ) - ب : سلوك روشن و كار او معلوم ( 8 ) - ب : صلوات الله و سلامه عليه ( 9 ) - ب ، ت : ملازمت حضرت آن بزرگوار ( 10 ) - ب : - مبارك ( 11 ) - ب : - و آن حضرت ( 12 ) - الف : - شيخ ( 13 ) - ب : + و سلامه ( 14 ) - ب : - را ( 15 ) - ب ، ت : - الله ( 16 ) - ب : - كه ( 17 ) - ب : - بوده است ( 18 ) - ب : بظل ، ت : بطل ( 19 ) - ب : حاضر آمد ( 20 ) - ب : ادا نمود ( 21 ) - ب : قدس سره العزيز ، ت : قدس سره