مؤلف مجهول
371
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
خلافت « 1 » از آن وى است . و علامت وى آن است كه آن روز به مزار من جفت « 2 » زنده ( اى ) خواهد آمدن « 3 » و شمايان ذبح كرده در ديگ خواهيد كردن و آتش خواهيد زدن ، اما نخواهد جوشيد . همان شخص به مجردى كه حاضر شود و دست در آتشدان كند و آتش را حركت دهد بهفور « 4 » ديگ در جوش آيد . همان شخص را خليفهء خود دانيد ، و قائممقام من شماريد ، و خود را من كل الوجوه به دو گماريد ، و هرچه فرمايد بدان باشيد « 5 » ، و در كارهاى صعب يارى از حق سبحانه و تعالى طلبيد و استعانت از روح فقير هم . اين بگفت و جان به حق تسليم نمود . بعد از وفات يكى در خواب ديد ، پرسيد كه : اى خواجه ! خداى « 6 » با تو چه كرد ؟ گفت : اى درويش ! آن كرد كه به سلف ماضى كرد . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع المآب .
--> ( 1 ) - ب : + من ( 2 ) - ب ، ت : دو ( 3 ) - ب ، ت : خواهد آمدند ( 4 ) - ب ، ت : بالفور ( 5 ) - ب : بدان كار كنيد ( 6 ) - ت : + تعالى