مؤلف مجهول
356
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
كه در زمان « 1 » مراجعت به سروقت فلانى برسم ؟ شيخ خبردار شد و « رَبَّنا ظَلَمْنا » [ الاعراف : 23 ] گفت و برگشت . جوى جويان « 2 » به منزل آن سعادتمند در شش روز رسيد ، ديد كه مرد ضعيف چهره زردى و چشم گريانى ! به مجردى كه آن سعادتمند « 3 » شيخ را ديد ، گريان « 4 » به پاى « 5 » شيخ افتاد . حضرت شيخ نيز گريان شد ، و در آغوش خود گرفت ، و سر و روى آن دولتمند را ماليد و دلنوازى كرد ، و دست ارادت او را در همان لحظه گرفت ، و همان روز خواست كه برگردد . آوازى به گوش شيخ آمد كه : اى سمعان ! به تعجيل مراجعت ، دوست خداى « 6 » را ضايع مگردان ! آن بود كه « 7 » شيخ قدس سره العزيز در منزل آن بزرگوار بود تا زمانى كه خبر شود . القصه « 8 » سه ماه شيخ آنجا بود و آن درويش را به كمال رسانيد ، آنگاه خبر رسيد كه : اى سمعان ! ديگر رخصت است . همان روز شيخ رو به راه كرد . دوروزه راه آمده بود كه جهان تاريك شد و راه گم گشت . دو ماه ديگر در بيابان صنديد مىبود « 9 » بىطعام و شراب « 10 » ، اما « 11 » حق سبحانه و تعالى يك روز گرسنه و تشنه نگذاشت . بعده شيخ در مقام زارى شد كه : يا هادى المضلّين ! تا چند گمراهم مىدارى ؟ آواز آمد كه : اى سمعان ! اندوهگين مباش كه اين گمراهى نيست ، بلكه « 12 » عين هدايت و كمال عنايت است « 13 » . دو روز ديگر تحمل كن . شيخ چون اين خبر بشنيد خوشحال شد و مركب تيزتر راند ، و به درويشان گفت : اى ياران ! غمگين مباشيد كه عنايت ابدى « 14 » و سعادت سرمدى درين گمراهى خواهد بود ، زيراكه اولياء الله بىسببى راه گم نكنند مگر به حكمتى . حكمت خداوندى درين است كه « 15 » اين همه در بيابان سرگردان شديم . القصه « 16 » بعد از دو روز به كوه لبنان برآمدند و ارواح مطهر و مدفن معطر مقدس منور اقطاب را طواف و زيارت كردند و ارواح اقطاب رحمة الله عليهم اجمعين « 17 » حاضر آمدند و حضرت شيخ را و جميع درويشان را دلنوازى كردند . حضرت شيخ ازين دولت خوشحال شد و به درويشان مژده رسانيد . همه تسكين يافتند و خوشوقت شدند . و ده روز « 18 » آنجا مكث كردند « 19 » . و اين سى تن درويش از ارواح اقطاب درين ده روز تربيت يافتند و نتايج بيشمار ديدند . و مرقد حضرت قدوة السالكين و برهان
--> ( 1 ) - ب : - زمان ( 2 ) - ب : جويان جويان ( 3 ) - ب : - آن سعادتمند ( 4 ) - ب : - گريان ( 5 ) - ب : درياى ( 6 ) - ب : + تبارك و تعالى ( 7 ) - ب ، ت : - آن بود كه ( 8 ) - ب ، ت : - القصه ( 9 ) - ب : - صنديد مىبود ( 10 ) - ب : بىطعام و بىشراب ماندند ( 11 ) - ب : + حضرت ( 12 ) - ت : بلك ( 13 ) - ب : عين عنايت و كمال هدايت است ( 14 ) - ب : كه غايت دولت ابدى ( 15 ) - ت : درين بوده باشد كه ، ب : درين خواهد بود كه ( 16 ) - ب ، ت : - القصه ( 17 ) - ب : - اجمعين ( 18 ) - الف : دو روز ( 19 ) - الف : مكث كرد