مؤلف مجهول
349
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
[ باب سىام در تذكرهء احوال شيخ سمعان سمنانى قدس الله تعالى سره ] باب سىام در تذكرهء احوال شيخ سبحانى ، آيت رحمت « 1 » رحمانى ، و عارف به معرفت قرآنى « 2 » ، و عالم به مغفرت غفرانى ، و جامع عالم پريشانى ، شيخ عالم و برگزيدهء نسل آدم ، شيخ سمعان سمنانى قدس الله تعالى سره و رحمة الله عليه ، كه مردى بود در كمال قدر و منزلت ، و رفيع الشأن و بلندمرتبه در عالم ظاهر « 3 » ، به نوعى كه جميع سلاطين را در مشورت احتياج با وى بود در امور ملكيه ، زيراكه بسى صاحب تدبير بود ، و تفرس قوى داشت ، و ادراك بلند . و حافظ كلام بود كه شب در ميان ختم قرآن مىكرد . و قواعد قرآن را نيكو ضبط داشت . و راتبهء آن بزرگوار آن بود كه هر زمان كه ختم قرآن مىكرد ، ختم رسول مىفرمود ، كه چندين مسلمانان عاجز و كوتهدست را ازين ختم فيض مىرسيد . اما در اوايل حال مردى بود عسس « 4 » . و در عسسى به نوعى « 5 » ضابط كه هيچكس را ياراى شبگردى بىدستورى او « 6 » نبود . و ضبط شهر به نوعى كرده بود كه اگر فلسى در روى بازار افتادى ده روز ايستادى كه كسى او را تصرف نتوانستى كردن غير از صاحب آن « 7 » و ازين منصب مال بىنهايت گرد آورده بود « 8 » . مدتى برين گذشت . و از ضبط او خبر به پادشاه رسيد كه فلان عسس چنان ضبط دارد در شهر كه « 9 » كسى به كسى نمىتواند تيز نظر كردن ، چه جاى آنكه با يكديگر تعدى كنند . پادشاه گفت : گر اينچنين « 10 » باشد ، مناسب آن است كه در ملازمت پادشاه باشد . آن بود كه « 11 » پادشاه او را از عسسى بيرون آورد « 12 » و به خدمت برد . چون سلطان مرد زيرك و صاحب تفرس بود نظر در حال او انداخت . ديد كه عجب مرد قابلى ، و در وى حكمت بالغى و تفرس قوى « 13 » . در مقام تربيت شد و نيك تربيت كرد . و علوفه اعلا تعيين كرد ، و محرم حرم « 14 » ساخت « 15 » ، و محرم راز نيز « 16 » . و در مشورت مقدم بر همه اميران خود داشت . و در امور به رأى او عمل مىكرد « 17 » ، همان نوع « 18 » مىشد كه او مىگفت . و عادت وى آن بود كه هر مسلمانى را كه حاجت به پادشاه افتادى ، بلا توقف به پادشاه رسانيدى و حاجت او را برآوردى . ازينجهت مردم هميشه « 19 » به دعاى خير او مشغول بودندى .
--> ( 1 ) - ب : - رحمت ( 2 ) - ب : - و عارف . . . قرآنى ( 3 ) - ت : ظاهرى ( 4 ) - ب : مرد عسس بود ( 5 ) - ب ، ت : برنهجى ( 6 ) - ب : - بىدستورى او ( 7 ) - الف ، ت : - آن ( 8 ) - ب : بىنهايت داشت ( 9 ) - ب : - كه ( 10 ) - ب : + كس ( 11 ) - الف ، ت : - آن بود كه ( 12 ) - ب : عسسى برآورد ( 13 ) - ب : - و در وى . . . قوى ( 14 ) - ت : + خود ( 15 ) - ب : گردانيد ( 16 ) - ب : - و محرم . . . نيز ( 17 ) - ب : در امور عمل براى او مىكرد ( 18 ) - ب : + هم ( 19 ) - ب : - هميشه