مؤلف مجهول

308

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

[ باب بيست و هفتم در تذكرهء احوال حضرت شيخ عباس ابن عبد الله غياث قدس الله تعالى اسرارهما ] باب بيست و هفتم در تذكرهء احوال شيخ خير الناس ، و همنشين حضرت خضر و الياس ، و صاحب كرامات بىقياس ، و زبون‌كنندهء اجناس ، و خوش‌كلام مسيح انفاس ، و واعظ و پنددهندهء عام و خاص ، و عارف حق‌شناس ، شيخ خوارزم حضرت شيخ عباس ابن عبد الله غياث قدس الله تعالى اسرارهما ، كه مردى بود عطار و عطار بچه كه مال بسيار داشت موروثى . و خادمان مستعد و اسپان تازى « 1 » ، و اسيران « 2 » قطار به قطار ، و اشتران « 3 » مهار به مهار ، و كنيزكان جميله و گل‌عذار . در سن شانزده « 4 » از پدر ماند . و والده‌اش بسى صاحب جمال بود . و بسيار كس در گرفتن او سعى داشت ، و وى از روى فرزند خود تجاوز نمىتوانست كردن . روزى پسرش گفت : اى والده ! اگر داعيهء شوهر رسيدن داشته باشى « 5 » چه ملاحظهء من مىكنى ؟ مصلحت تو در آن است كه قبول شوهر كنى و مرا در بزه نيفكنى ، زيراكه جوانى ، شايد كه حق سبحانه و تعالى فرزند صالحى كرامت كناد . « 6 » و ديگر آنكه ذىحيات را از صحبت متلذذهء نفسانى شهوانى انقطاع نمىباشد مگر از جهت مانعى . و آن نيز در رجال خواهد بود . اما نساء را تا حيات است از آن چاره نيست ، زيراكه در ايشان حق سبحانه و تعالى « 7 » نه نفس خلق كرده است ، حفظ او فى الواقع متعسر است . والده‌اش گفت : اى فرزندم عباس ! مگر از من به جان سير آمده ( اى ) به اين تقريب مىخواهى « 8 » سبك‌بار گردى ؟ و گرنه مرا شوهر به چه كار آيد « 9 » اگر بالفرض « 10 » شوهر وليست ، صدقهء يك تار موى تست . بدانكه آنچه سنت نبى است به جاى آورده‌ام ، به مضمون حديث نبى « 11 » صلى الله عليه و على آله اجمعين « 12 » . و ولدى چون تويى هم خداى تعالى « 13 » به لطف عميم خود « 14 » عطا فرموده است « 15 » كه من بعد اگر دغدغهء شوهر شود ، پيروى نفس خواهد بود ، و من خود را از آن گذرانيده‌ام كه تابع نفس باشم . ضعفا كه شوهر قبول مىكنند از دو حال بيرون نيست . يكى آنكه به نفس خود بس نمىتوانند آمدن ، ديگر آنكه اوقات نمىتوانند گذرانيدن . الحمد لله ! كه در ايام دولت تو مرا احتياج به هيچ‌چيز نيست ، و از جميع امور روزگار خاطر من جمع است ، و مرا سلامتى تو مىبايد . اگر بار من به تو و زمين « 16 » آيد ، رخصت بده تا گوشه ( اى ) بگيرم و در آنجا قرار يابم و به تو دعا كنم و به روح پدرت تكبير

--> ( 1 ) - ب : + داشت ( 2 ) - ب ، ت : اشتران ( 3 ) - ب : استران ( 4 ) - ب : + سالگى ( 5 ) - ب : رسيدن دارى چه ( 6 ) - ب ، ت : كرامت كند ( 7 ) - ب : - و تعالى ( 8 ) - ب : + كه ( 9 ) - ب : مرا به شوهر چه‌كار اگر ( 10 ) - ب : - بالفرض ( 11 ) - ت : نبوى ( 12 ) - ب : صلى الله عليه و سلم و ( 13 ) - ب : هم حضرت حق جل و علا ( 14 ) - ب : - به لطف عميم خود ( 15 ) - ب : عطا كرده است ( 16 ) - ب ، ت : و زنين