مؤلف مجهول

305

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

قطبيت كه جميع عالم « 1 » ملك و ملكوت در تحت تصرف او بوده باشد . درين زمان جمعى را از تربيت محروم ماندن چگونه بود ؟ چون اين سخن بشنيد ، خوشوقت « 2 » شد ، و ده روز برين گذشت . اشتياق غالب آمد ، به خود گفت : اى بىسعادت ! آن مژده كه به تو دادند غالبا فريب شيطان بود ، و الا اين‌همه تأخير نيافتى . باز آواز « 3 » شنيد كه : اى سعادت ! شيطان درين مرتبه كه اعلى مراتب است ، و در همچون « 4 » تو شيخ كه « 5 » كامل و مكمل است « 6 » چون تواند تصرف كردن و فريب دادن ؟ اما در تأخير مصلحتى بود از آن تأخير يافت . هوش دار ! كه فردا روز وعده است . و متوجه باش و خود را آراسته دار و مستعد باش كه خواهد اين دولت به تو روى نمود . اين مژده كه « 7 » به گوش شيخ رسيد ، بسى خوشحال شد و از سر خوشحالى سه چرخ پىدرپى بزد و گفت : پاكا و پروردگارا ! تا فردا جان به سلامت بود يا نى ، كه عمر بىبقاست ؟ درين سخن بود كه « 8 » آوازى باز « 9 » به گوش « 10 » آمد كه : اى سعادت ! كار در درگاه بىنيازى به اضطراب برنمىآيد ، اگر ترا عمر تا فردا باقى نبودى اين وعده به تو نكردندى . بدانكه منصب قطبيت تو هفت سال و چيزى است ، تا فردا توقف كن . چون روز به آخر آمد و شب درآمد و پاسى از شب گذشت ، حضرت شيخ سر به سجده برد و مناجات كرد كه : پاكا و پروردگارا ! از فردايم نگذرانى . آواز آمد كه : اى شيخ سعادت ! سعادت تو موقوف به دريافت اين « 11 » شب بود ، كه آيت « 12 » « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » [ القدر : 4 ، 5 ] ، در شان اوست . شيخ چون اين سخن بشنيد خوشحال شد ، و از سر شوق چرخها رفت . چون صبح سعادت دميد ، وعده به آخر رسيد . جميع اقطاب و ارواح انبياء عليهم السلام « 13 » ، و ارواح مشايخ رضوان الله « 14 » عليهم اجمعين حاضر آمدند « 15 » و لباس قطبيت آوردند ، و حضرت شيخ را قدس الله سره العزيز پوشانيدند و فاتحه متعدد در حق شيخ خواندند و نماز بامداد در عقب شيخ گذاردند « 16 » . آنگاه متفرق شدند . شيخ بزرگوار در مسند قطبيت بنشست هفت سال و پنج ماه . درين مرتبهء قطبيت هفت كس را ازين خلفا مستعد آن « 17 » مرتبهء ساخت كه بعد از شيخ ، خود در مرتبهء شيخ ، متعاقب قطب باشند . روزى نشسته بود كه مريدى از مريدان كه چهل سال به دوام در خدمت شيخ بود ، كه « 18 » يك روز

--> ( 1 ) - ب : - عالم ( 2 ) - ب : خوشحال ( 3 ) - ب : آوازى ( 4 ) - ب : همچو تو ( 5 ) - ب : - كه ( 6 ) - ب : - است ( 7 ) - ب : - كه ( 8 ) - ب : - كه ( 9 ) - الف : - باز ( 10 ) - ب ، ت : + او ( 11 ) - ت : - اين ( 12 ) - ب : + وافى هدايت ( 13 ) - ب : انبيا عليهما السلام ( 14 ) - ب : + تعالى ( 15 ) - ب : + و نماز بامداد در عقب شيخ گذاردند ( 16 ) - ب : شيخ خواندند بالا آمده آنگاه ( 17 ) - ب ، ت : اين ( 18 ) - ب : - كه