مؤلف مجهول

252

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

خواجه گفت : آرى ! من هم دانستم . شيخ عبد الله يمنى بر پاى خاست « 1 » و گفت : اى بزرگوار ! آمده‌ام به خدمت و باشم در ملازمت ، اما به نسبت ارادت « 2 » . چه باشد كه ارادت مرا قبول كنى ؟ حضرت خواجه گفت : اى عبد الله ! در طريقهء « 3 » ما ارادت نيست ، اما از مصاحبت نيز كار بگشايد ، اگر مصاحبت قبول كنى ظاهر چنان است كه كار تو به كمال رسد ، زيراكه مصاحبت ما عين ارادت است . به اين وجه در ملازمت حضرت خواجه قدس الله سره العزيز بود ، و تربيت يافت ، و به مقصود رسيد . بيست و پنج سال در ملازمت حضرت خواجه قدس سره در كوه لبنان مىبود . روزى نشسته بودند كه حضرت خواجه طيب الله مرقده به اضطراب برخاست « 4 » و گفت : اى عبد الله برخيز ! كه به تل « 5 » قطبيه « 6 » رويم . برخاستند « 7 » و با يكديگر « 8 » رو به جانب تل قطبيه « 9 » كردند و رسيدند . و حضرت خواجه بر سر تل شد ، و دوگانه ادا نمود و فرود آمده و به شيخ عبد الله گفت : اى عبد الله ! در پى شو « 10 » . و شيخ « 11 » در پى حضرت خواجه شد . حضرت اين تل را هفت بار گشت و شيخ موافقت نمود . بعده خواجه گفت اى عبد الله ! اين بار به مسكن بايد رفت كه مسكن مرقد و مسكن است . پوشيده نماند كه مسكن تل ديگريست نزديك به تل قطبيه « 12 » كه مسافت بينهما ربع فرسخ است . به آن « 13 » تل متوجه شدند و رسيدند . و حضرت خواجه گفت « 14 » : اى عبد الله ! مسكن عبارت « 15 » از همين منزل است كه عبادتگاه چندين انبياء مرسل است ، عليهم السلام . الآن معبد حضرت خضر است عليه الصلاة و السلام « 16 » . مرا حواله درين جا كرده‌اند . اى عبد الله ! بدانكه در عالم قبر بسيار سازند و نسبت به من كنند . اما خلاف واقع كنند و او نيز بىحكمت نيست ، زيراكه حق سبحانه و تعالى مرا « 17 » چنين آفريده است كه متعين نباشم ، چنان كه مذكور شد . قبر من هم مىبايد كه متعين نباشد . و بعد از آن گفت : اى عبد الله ! وقت تنگ است برخيز تا مسكن سازيم . برخاستند و متوجه به حفر قبر شدند . اما از اسباب و آلات حفر چيزى حاضر نبود . شيخ عبد الله حيران شد كه چه بايد كرد ، و چگونه بايد كند ؟ درين انديشه بود كه آهوى شاخدارى از سر كوهى فرود آمد ، و در پيش حضرت خواجه به دو زانوى ادب سر فرود آورد حضرت خواجه فرمود : اى عبد الله ! هر دو شاخ اين آهو را بركن . آهو چون اين سخن « 18 » از

--> ( 1 ) - ب : خواست ( 2 ) - ب : - اما به نسبت ارادت ( 3 ) - ب : طريقت ( 4 ) - ب : برخواست ( 5 ) - متن تق ، جميع نسخ : به طل ( 6 ) - ب : قطبيت ( 7 ) - ب : برخواستند ( 8 ) - ب ، ت : با يكديگر ( 9 ) - ب : قطبيت ( 10 ) - ب : - و به شيخ عبد الله . . . . شو ( 11 ) - ب : + عبد الله ( 12 ) - ب : قطبيت ( 13 ) - ب : به اين ( 14 ) - ب : گفتند ( 15 ) - ب : عبادت ( 16 ) - ت : عليه السلام ( 17 ) - الف : - مرا ( 18 ) - ب : + را