مؤلف مجهول
212
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
قبول نكرد . آخر قرار داد كه : اى خواجه ! اگر اين خيال دارى توقف كن تا مرتبهء بلاغت من ، آنگاه اگر خدا خواسته باشد و هر دو در حيات باشيم ، هيچ مانع نيست . به همين مضايقه و مناقشه به مكه رسيدند ، و به طواف مكه مشغول شدند ، و طواف به جاى آوردند . در آن حج به دعاى اين بزرگوار هفتاد هزار كس حج مقبول كردند « 1 » . و در اثناى طواف آوازى به گوش حضرت شيخ آمد كه : اى شهاب الدّين ! بعد از فراغ حج كه حاجيان برمىگردند ترا بايد بودن ، و طواف خاص بايد به جاى آوردن ، اگرچه طواف اول تو « 2 » هم خاص بود . آن بود كه حضرت بزرگوار يك روز آنجا توقف كرد و طواف خاص به جاى آورد . پوشيده نماند كه طواف خاص آن است كه خانهء معظمهء مكرمهء مطهره را بىخلل طواف كرده شود « 3 » ، يعنى غير داخل نباشد ، و طايف ديگر نبود . اين دولت عظيم از هزاران « 4 » يكى را ميسر گردد . انشاءالله تعالى « 5 » . چنان كه حضرت سلطان ابراهيم ادهم قدس الله سره العزيز 56 كه مقدم اولياء عصر و زمان خود بود « 6 » ، چون « 7 » به حج رفت و طواف كرد ، بعد آرزوى اين كرد كه طواف خاص خداى تعالى بر اين بندهء عاصى خود كرامت كناد ! نيمشب برخاست و رو به حرم كرد و به حرم درآمد ، ديد كه خانه از طواف خاليست . سر بر زمين نهاد و گفت : الحمد لله ! كه آنچه خواستم يافتم ، و به طواف مشغول شد . پنج شوط زده بود ، ديد كه مارى به طواف مشغول است . مكدر شد . در اين زمان آوازى به گوش او آمد كه : اى ابراهيم ! مپندار كه خانهء ما از طواف بندههاى ما در هيچ زمانى خالى باشد ، اين مقدار هم كه خالى يافتى غنيمت دان . غرض از اين كلام « 8 » آنكه حضرت بزرگوار به اين طواف خاص مشرف شد . بعد از آن « 9 » عزم طواف مدينهء حضرت رسول صلى الله عليه و سلم كرد و به مدينه رسيد . به روضهء مطهرهء مقدس معطر منور حضرت رسالت پناهى « 10 » قربان نمود و گفت : السلام عليك يا ايها النبى و رحمة الله و بركاته ! از روضهء رسول آواز آمد كه : عليك السلام يا شهاب الدّين من اولاد فاطمه رضى الله عنها ! قدمت قدوما خير مقدم ! حضرت بزرگوار چون اين ندا بشنيد فرياد برآورد كه : يا رسول الله ! من بندهء عاصى جافى چه لايق و سزاوار اين ندايم ؟ و چه مستحق و مستعد اين خطاب ؟ اين بگفت و به گريه و زارى به
--> ( 1 ) - ب : كس حج قبول كردند ( 2 ) - ب : - اول تو ( 3 ) - ب : - شود ( 4 ) - ب : هزار ( 5 ) - ب ، ت : - تعالى ( 6 ) - ب : - بود ( 7 ) - ب : - چون ( 8 ) - ت : - كلام ( 9 ) - ب : + كه ( 10 ) - ب : + صلى الله عليه و سلم