مؤلف مجهول
163
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
و نادان ، اين نوع چيزها كه معلوم من مىشود مبادا كه از جن و شيطان باشد كه از جهت فريب من نمودار سازند « 1 » و فريبند و گمراهم سازند ، و گرنه من چه مستحق آنم كه وحوش و طيور و جمادات و نباتات از احوال خودها خبر دهند ؟ در همين انديشه بود كه آوازى « 2 » به گوش وى آمد كه : اى سعد الدّين ! اولياى خدا را جن و شيطان اين همه غلبه نتوانند كرد « 3 » . دوم باره گفت : الهى ! از بىعلمى خود مىترسم « 4 » . دوباره آواز آمد كه : اى سعد الدّين ! در درگاه خداوندى صدق و اخلاص مىبايد . بسيار عالم است كه « 5 » فريفتهء جن و شيطان است و خبر ندارد ، و راندهء درگاه است « 6 » و پروا ندارد . و بسيار جاهل و نادان است كه از جهت صدق و اخلاق ، مقرب درگاه است و نمىداند . غم مخور و در كار خود محكم باش و روز به روزگار خود بيفزاى ! بزرگوار به اين مقدار هم مغرور نشد و گفت : اين هم از كجا كه حكايت جن نيست . چون شب درآمد طهارت ساخت و مصلى انداخت و دوگانه گذارد و به ذكرى كه داشت مشغول شد . در اثناى ذكر چشمش به خواب رفت ، ديد كه حضرت رسول صلى الله عليه و على آله و اصحابه و سلم « 7 » به جماعتى از اصحاب پيدا شدند . يكى ازين جماعت پيشتر آمد و گفت : اى سعد الدّين ! برخيز كه حضرت سيد الثقلين و خواجه كونين به سروقت تو تشريف آورد . بزرگوار برخاست و استقبال كرد و در پاى مبارك آن حضرت افتاد و روى زرد خود به كف پاى آن حضرت بسود . حضرت گفت صلى الله عليه و سلم « 8 » كه : اى سعد الدّين ! برخيز و سخن بشنو . و ديگر گفت : اى سعد الدّين ! سبب چه بود در عدم قبول آوازى كه « 9 » از عالم غيب به گوش تو رسيد ؟ شيخ گفت : يا رسول الله ! جهالت من برين داشت و عدم استحقاق . حضرت فرمود كه : اى سعد الدّين ! هوش دار « 10 » كه به غير مستحق هرگز اين معنى را نگويند . بعد ازين باور كن و راست « 11 » اعتقاد بند و گمان مبر كه در خطا افتى و در هر چيز كه ظن تو غالب بر يقين « 12 » باشد ، به من متوجه شو تا حل شود . اين بفرمود و غايب گشت . بزرگوار چشم از خواب بگشود ، ديد كه در روى مصلى خود نشسته است . خوشحال شد و برخاست « 13 » و تجديد وضو كرد و چهار ركعت نماز ادا نمود و گفت : الحمد لله ! اين بار يقين من شد كه هرچه مىديدهام حق و راست بوده است . شكر بسيار به حق سبحانه و تعالى كرد ، و تحيت بىشمار به حضرت رسول صلى الله عليه
--> ( 1 ) - ب : نمودار شده باشند ( 2 ) - ب : آواز ( 3 ) - ب : خداى را اين همه جن و شيطان غلبه نتواند كرد ( 4 ) - ت : - مىترسم ( 5 ) - ت : بسيار علم فريفته ( 6 ) - ت : رانيده در كار است ( 7 ) - ب : - و سلم ( 8 ) - ب : بسود ، پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفتند كه ( 9 ) - ب : - كه ( 10 ) - ب : حضرت فرمودند اى سعد الدّين هوش داريد ( 11 ) - ب : و درست ( 12 ) - ب : بر تعليق ( 13 ) - الف : خوشحال برخواست