مؤلف مجهول
فهرست 13
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
پيشروان صوفيه و عرفاى سدهء بعد ( دوره دوم ) محسوب مىشوند ؛ هرچند كه كلمه « صوفى » در آن زمان و حتى تا پايان دوره دوم ( سدهء دوم هجرى ) معمول نبود ، چنانچه ابن الجوزى مىنويسد : « اسم صوفى اندكى قبل از سال دويست هجرى پيدا شد . » « 1 » مشخصه دورهء دوم تاريخ تصوف ، يعنى حدود سدهء دوم هجرى ، رفتار و ظواهر و حالات عجيبى است كه در بين دستهيى از مسلمانان شيوع مىيابد ؛ و آن پوشيدن لباس پشمينه دهاتى خشن و زندگى در گوشهها و مغارهها و گردش در بيابانها و صحراها است . از نمونههاى مشهور اين دوره ابراهيم ابن ادهم را مىتوان نام برد . در اين دوره از عناصر واقعى عرفان و گفتههاى اساسى صوفيه از قبيل محبت الهى و وحدت وجود و امثال آن به شكل معين و روشن صحبتى در ميان نيست ، ولى ريشه و زمينه غالب صحبتهاى صوفيه بعد ، در همين دوره شكل مىگيرد . 3 - در سدهء سوم هجرى تصوف به مرحلهء رشد كمال خود رسيد . از بزرگان اين دوره مىتوان از ذو النون مصرى ( متوفى به سال 245 ه ) ، با يزيد بسطامى ( متوفى به سال 261 ه ) ، حسين بن منصور حلاج ( متوفى به سال 309 ه ) و ابو بكر شبلى ( متوفى به سال 334 ه ) نام برد . ويژگى اين دوره ، اهميت به جنبههاى نظرى تصوف و شيوع افكار وحدت وجودى است كه اتصال به خدا را تنها منظور و مقصود خود مىدانستند . مشخصه ديگر اين مرحله ، ظهور احزاب و فرق و سلسلههاى خاص صوفيه همراه با آداب و رسوم فرقهاى تحت راهنمايى و سرپرستى شيخ و مرشد خود مىباشد . از صوفيه و شاگردان آنها آثار باارزش قلمى به فراوانى بجاى مانده كه از ذخاير غنى زبان و ادب فارسى به حساب مىآيند . اين آثار مملو از حكايات و تمثيل و اندرز حكيمانه و عارفانهيى هستند كه علاوه بر فوائد ادبى و تاريخى ، سرشار از فوائد اخلاقى و اجتماعى نيز مىباشند . زبان اغلب آنها ، چه در نثر و چه در نظم ، زبانى عاشقانه و عارفانه ، مشحون از مجاز و استعاره است . حكايت جدايى و مهجورى عارف است . داستان بريدن نى از نيستان است . درد و اندوه مراد از حجاب جسم ، حجاب نفس و حجاب خواهشهاى نفسانى و جسمانى از عالم ارواح ، عالم اتصال جان با جان جهان
--> ( 1 ) - قاسم غنى ، تاريخ تصوف در اسلام ، تهران ، 1330 . ص 24 .