مؤلف مجهول
97
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
مختلف در آنجا « 1 » مىكنند . چون « 2 » بزرگوار اين بشنيد ، گفت : قبول كردم « 3 » قول ترا اما موقوف دار تا بالغ شوم و مكلف گردم . پير گفت : اى پادشاهزاده ! در آن زمان تكليفكردنى بسيار است ، الآن گفتنى اين است كه بايد گفت . پادشاهزاده گفت : اى پير ! مىگويم ولى به شرطى ، و شرط آن است كه هر روز اين چنين ملاقات كنى و تعليم دهى . آن پير گفت : تعليم كردن تو موقوف « 4 » به كسى است كه به اقرب زمان به تو خواهد رسيد و تربيت خواهد كرد و تو در ملازمت او خواهى بود و از تربيت او به مقصود خواهى رسيد . بزرگوار گفت : اگر همچنين باشد ، موقوف دار تا پيش همان شخص آن كنم كه تو مىگويى . پير نماند . آخر كلمه طيبه تلقين كرد . بزرگوار گفت : لا إله إلّا الله محمد رسول الله . اما كلمهء شهادت را موقوف داشت . درين باب دو روايت است . روايتى برين است كه آن پير حضرت خواجه خضر بود عليه السلام . و روايت ديگر بر اين « 5 » است كه فرشتهاى بود به صورت آدم ظاهر شد . و بعضى برآنند كه اول اسلام حضرت بزرگوار « 6 » سلطان ستق بغرا خان « 7 » پيش حضرت خواجه ابو النصر سامانى بود ، رحمة الله تعالى عليه . اما قول اول معتبر است كه تعليم « 8 » كلمهء طيبه از آن پير بود و باقى از حضرت خواجه قدس الله سره و رحمه الله و بركاته . اگرچه در افواه عوام آنست كه تلقين كلمهء طيبه « 9 » نيز پيش حضرت خواجه بود قدس الله روحه العزيز ، « 10 » اما اين بنا بر آنست كه تا زمانى « 11 » كه حضرت خواجه ابو النصر به ملازمت آن بزرگوار نرسيد ، اسلام آن بزرگوار آشكارا نشد . ازينجهت حمل بر آن مىكنند « 12 » كه پيش حضرت خواجه كلمهء طيبه تلقين يافته باشد « 13 » . اما اصل واقعه آن نبود كه مردم گمان بردهاند ، و قصه اين « 14 » بود كه مذكور شد . و ليكن كلمهء شهادت و ايمان مجمل و مفصل و ساير « 15 » فضائل و مقامات عالى و طريق سلوك و رفتن راه طريقت و رسيدن به مقصود پيش بزرگوار به حصول پيوست « 16 » . تنبيه : در بيان كيفيت « 17 » ملاقات حضرت سلطان عليه الرحمة و الغفران با حضرت خواجه بزرگوار قدس الله تعالى روحه العزيز ، و مشرف شدن به دولت ديدار يكديگر ، و تلقين كلمهء شهادت كردن « 18 » و رو به اسلام آوردن و تعليم قرآن كردن « 19 » ، و فرار نمودن كافران از جنگ « 20 » ، و غزات مسلمانان ،
--> ( 1 ) - ت : در آن خانه ( 2 ) - الف : - چون ( 3 ) - ب ، ت : قبول دارم ( 4 ) - ب : - تو موقوف ( 5 ) - ب : آن ( 6 ) - ت : + حضرت ( 7 ) - ت : + در ( 8 ) - ب ، ت : - تعليم ( 9 ) - ب : - طيبه ( 10 ) - ت : قدس سره ( 11 ) - ب : زمان ( 12 ) - ب : مىكند ( 13 ) - ب : - باشد ( 14 ) - ب : آن ( 15 ) - ب : - ساير ( 16 ) - ت : پيوسته ( 17 ) - ب : - كيفيت ( 18 ) - الف ، ت : - كردن ( 19 ) - الف ، ت : - كردن ( 20 ) - الف : فرار نمودن از كافران جنگ