مؤلف مجهول

86

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

سال خرد است به مصلحت شما نشايد « 1 » . حضرت خواجه فرمود : خردى او مقصود « 2 » ما مخل نيست « 3 » وجود شريف او مقصود است « 4 » . چون اين « 5 » بشنيد به شتاب روان شد با سه « 6 » صد كس از مردم كاروانى و متوجه شدند به ولايت كاشغر به نيت آنكه اسلام آشكارا كنند . « 7 » بعد از مدتى رسيدند به جايى كه بايد رسيد . و ديدند آنى « 8 » را كه بايد ديد ، و گفتند آنچه بايست گفت ، و شنيدند آنچه « 9 » بايست شنيد ، و كردند آنچه « 10 » بايست كرد . ما حصل كلام آنكه نتيجهء رياضت و ثمره مشقت آن بزرگوار كه در هفتاد سال كشيد ، آن « 11 » بود كه سبب اسلام بنده‌هاى حق سبحانه و تعالى شد كه نزد حق جل و عز و علا هيچ طاعتى و عبادتى و ولايتى و كرامتى بزرگتر از آن نيست كه يك كس را تلقين ايمان كند و مسلمان سازد . از آن بود كه حضرت خواجه قدس الله تعالى روحه العزيز « 12 » چندين سال در آرزوى اين دولت ابدى و سعادت سرمدى بود . آخر به مراد خود « 13 » رسيد . بعد از اقبال اين دولت يازده سال ديگر به بندگى حق سبحانه و تعالى مشغول شد ، و به تربيت آن ذات معهود معروف اهتمام نمود و « 14 » به كمال رسانيد . و در بندگى حق سبحانه و تعالى به نوعى « 15 » اشتغال نمود كه همه‌شب قايم و روز صايم و در باب غزات دايم كه هفت هزار كس در دست آن بزرگوار مسلمان شد . و هفتاد كس به مرتبهء ولايت « 16 » از تربيت آن بزرگوار رسيد ، و پنجاه كس در علم « 17 » ظاهرى دانشمند شد . اما معلوم باشد كه عمر آن بزرگوار به هشتاد و هشت رسيده بود . و درين مدت رياضت بىحد و مجاهدهء بىعد كشيده بود ، و به مقصود رسيده و مريد پرورده ، و خود تربيت « 18 » از روح منور مطهر « 19 » حضرت صاحب الطريق الامام على التحقيق ، الشيخ الشفيق ، و قاتل الزنديق « 20 » و فى الغار للرسول رفيق ، حضرت امير المؤمنين ابا بكر صديق ، رضى الله عنه يافته بود و بر قلب حضرت يعقوب عليه السلام « 21 » بود . از آن سبب « 22 » سه صفت در ذات آن حضرت بزرگوار موجود بود : اول سال « 23 » پيران « 24 » ، دويم چشم گريان سوم آه سوزان و دل بريان .

--> ( 1 ) - ت : نشانيد ( 2 ) - ت : منصور ( 3 ) - ت : + وجود نيست ( 4 ) - ب ، ت : در كارست ( 5 ) - ب : + خبر خجسته ( 6 ) - ب : سى صد ( 7 ) - ب : به نيت اسلام آشكارا كردن ( 8 ) - ب : و ديدنى را ( 9 ) - ب : + كه ( 10 ) - ب : + كه ( 11 ) - ب : اين ( 12 ) - ب ، ت : قدس الله سره العزيز ( 13 ) - ت : - خود ( 14 ) - ب ، ت : - اهتمام نمود و ( 15 ) - ت : + اهتمام ( 16 ) - ب : - ولايت ( 17 ) - ت : عالم ( 18 ) - ب : - و خود تربيت ( 19 ) - ب : + از ( 20 ) - متن تق ، جميع نسخ : قاتل الضنديق ( 21 ) - ب ، ت : عليه الصلاة و السلام ( 22 ) - ب : + است كه ( 23 ) - ب : دل ( 24 ) - ب : بريان