مؤلف مجهول
77
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
مضمون : المجاز قنطرة الحقيقة ، طريق راه رفتن ، و آداب ظاهرى و قبول كردن فرمان و رسيدن به مقصود حاصل كند . القصه هرچه خواست « 1 » آن شد ، و هرچه طلبيد ميسر گشت ، بر نهجى كه اركان دولت و ارباب سعادت همه را احتياج نزد سلطان به آن « 2 » بزرگوار افتاد « 3 » و بزرگوار نيز هرچند كار مشكلى بودى به ادنى توجه به كفايت رسانيدى بلا توقف . ازين رهگذر تمامى مردم بزرگوار را « 4 » به دعاى خير ياد مىكردند ، و ليكن به ظاهر اطوار خود را به نوعى آراسته بود كه هيچكس باور نمىكرد كه نشانه خيريت در وى بوده باشد . نقل است كه درويش را از درويشان آن ديار مشكلى پيش افتاد . در وادى درويشى هرچند سعى كرد مشكل او حل نشد ، و به مرور ايام مشكلتر گشت . و سالها برين گذشت و درويش را گره در گره « 5 » افتاد . ازين ممر درويش بسيار « 6 » متألم شد و ره به جايى « 7 » نتوانست برد . شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان « 8 » گريه و زارى آغاز كرد ، و به خداى تعالى بسى ناليد ، و غسلى « 9 » به جاى آورد و دوگانه ادا نمود و سر تفكر به جيب تدبر كشيد و گفت : الهى ! تو دانايى و من نادان ! به علم قديم خود مىدانى كه چندين سال است كه اين نوع مشكلى « 10 » در دل من درويش قرار گرفته و نقش بسته است ، و هرچند كه مىرود مشكلتر مىشود ، غالبا هلاك اين درويش در همين اشكال است . درين زمان خواب بر وى غلبه كرد . در خوابش خبر دادند كه اى درويش اين مشكل تو پيش فلان دربان حل مىشود كه موقوف به مفتاح فتح اوست . چشم از خواب بگشاد و ازين مژده خوشحال شد . اگرچه بالطبع اين درويش را به آن « 11 » بزرگوار ناخوش بود . على الصباح به ملازمت بزرگوار رفت ، ديد كه عجب مرد بداعراضى شرير دلآزارى كه « 12 » هيچكس از آزار او خالى نى . زمانى مكث كرد . هرچند كه رفت دلآزارى او بيشتر شد . انكار درويش قوىتر گشت متحير شد ، به خود گفت : عجب حالى كه به اين نوع كسى « 13 » اين همه امر مشكل را حواله كنند ! اين خود معلوم شد كه اين خواب تو شيطانى بوده است ، و الا اينچنين مسئله مشكل را به همچو كس كه غير از دلآزارى او را پيشه ( اى ) نى ، چرا حواله كنند ؟ و اين هم « 14 » معلوم است كه بالطبع مرا ناديده به اين مرد جنگ است ازين نوع افعال وى . اين بگفت و شيطان بودن خوابش قرار داد و بازگشت . تألم او از آنكه بود زياده گشت . شب ديگر همان نوع خبر رسيد كه شب اول رسيده بود . به
--> ( 1 ) - ب : + كه ( 2 ) - ب : به اين ( 3 ) - ب : افتاده ( 4 ) - ب : مردم را بزرگوار ( 5 ) - ب : - در گره ( 6 ) - ب : - بسيار ( 7 ) - ب : به حال ( 8 ) - ت : ماه رمضان مبارك ( 9 ) - ب : غسل ( 10 ) - ب : مشكل ( 11 ) - ب : اين ( 12 ) - ب : - شرير . . . كه ( 13 ) - ب : كس ( 14 ) - ب : - هم