على بن حسين واعظ كاشفى
447
رشحات عين الحيات ( فارسي )
و استهلاك به حقيقت باز ماندن از عمل است ، بلكه استغراق و استهلاك از احكام آن « 1 » موطن است كه بطريق استعجال درين موطن ظاهر شده است ، اگر در موطن دنيا ظاهر نشدى در موطن عقبى بطريق اكمل ظاهر مىشد ، پس بنابراين تحقيق است كه ارباب احوال تبرا كردهاند از احوال . رشحه : مىفرمودند كه حضرت خواجه محمد پارسا قدس « 2 » سره نوشتهاند كه : حقيقة الذكر عبارة عن تجليه سبحانه لذاته بذاته فى « 3 » عين العبد من حيث اسم المتكلم و فرمودند اين مقام بىآنكه مدتها طالب ذكر گويد تا دل او را دوام آگاهى حاصل شود ، ميسر نيست بعد از آن اگر حمله ديگر بيارد و اين نسبت را از خود سلب كند عنايتى است از حق سبحانه ، پس اين بيت خواندند كه : « 4 » يك حمله مردانه مستانه نكرديم * از علم گذشتيم و بمعلوم رسيديم رشحه : در معنى اين سخن كه بعضى اكابر گفتهاند : سبحان « 5 » من لم يجعل الخلق سبيلا الا بالعجز عن « 6 » معرفته ، مىفرمودند كه عجز از معرفت آنست كه معلوم گردد كه لا يعرف اللّه الا اللّه يعنى معرفت مقتضاى « 7 » تركيب انسانى نيست آنچه در تركيب انسان ظاهر است از معرفت از آن انسان نيست بلكه انسان آئينه شده است كه در وى صورت معرفت حق سبحانه عكس انداخته است اينچنين عجزى منافى معرفت انسان نيست چنانچه بعضى گمان بردهاند كه عجز از معرفت جهل است و اين « 8 » باطل است . رشحه : مىفرمودند كه شيخ ابو بكر واسطى قدس سره گفته است : ان كنت قائما بغيرك فانت فان بلا جمع و لا تفرقه اينجا كنايتى است از ديد توفيق در عمل و
--> ( 1 ) - مج : احكام موطن است ( 2 ) - بر : قدس اللّه تعالى سره ( 3 ) - بر : فى غله عين العبد ( 4 ) - مج : كه شعر مى ، چپ : كه بيت ( 5 ) - مى : چپ : سبحانه من ( 6 ) - مى : من معرفته ( 7 ) - مى ، چپ : مقتضى تركيب ( 8 ) - مى : جهل است و باطل است .