على بن حسين واعظ كاشفى
445
رشحات عين الحيات ( فارسي )
است در توجه ايجادى به نسبت انسان كه خلقته بيدى اى بالاوصاف المتقابله يعنى از جميع اوصاف در وى چيزى هست و از جمله اوصاف است حضور ذاتى ، چه حق سبحانه ازلا و ابدا بذات خود ظاهر است ، پس آنچه ظاهر است از حضور آگاهى در افراد انسانيه از ايشان نيست « 1 » بلكه پرتوى است از آفتاب حضور ذاتى كه بر ديوار مظاهر تافته و آن را منور گردانيده ، كمال « 2 » آدمى جز در آن نيست كه تحقيق حال خود كرده داند كه آنچه او را حاصل است از حضور و غيره از آن او نيست بلكه از آن حق است سبحانه و وى را در آن هيچ حقى نيست آنچه پيرهرى « 3 » قدس سره فرموده است كه : التحقيق تلخيص مصحوبك ، اشارت به اين معنى است . رشحه : در معنى اين سخن كه بعضى محققان فرمودهاند كه : لو اقبل « 4 » صديق الى الله الف الف سنة ثم اعرض عنه لحظة فافاته منه اكثر مما ناله مىفرمودند كه تحقيق اين سخن آنست كه اين طايفه بزرگوار بمقامى مىرسند كه در هر « 5 » يك نفس كسب كمالات ما تقدم مىكنند و حكايتى مشهور است كه بعضى ازين طايفه را « 6 » پيش خليفه غمازى كردند و گفتند كه ايشان زنديقند و خلق را اضلال مىكنند ، اگر فرمان شود كه ايشان را بقتل رسانند و آن مذهب متلاشى شود اجرى عظيم بر آن مترتب خواهد شد و چون ايشان را بدار الخلافه حاضر گردانيدند خليفه بقتل ايشان فرمان داد ، سياف خواست كه يكى از ايشان را بكشد ديگرى پيش آمد و درخواست كرد كه اول مرا بكش ، سياف « 7 »
--> ( 1 ) - مج : ( ازيشان نيست ) ندارد ( 2 ) - مج : جمال آدمى ( 3 ) - مى : آنچه پير هرى فرموده است قدس سره ، التحقيق ( 4 ) - مج : لو اقبل صديق الف الف سنه اعرض عنه لحظه فافاته مىفرمودند ( 5 ) - بر : كه در هر نفس ( 6 ) - مى : ازين طايفه را و آن ابو الحسين نورى و اصحاب او بوده چنانچه در كشف المحجوب مذكور است - چپ : در حاشيه ، و اين ابو الحسن نورى و اصحاب او بوده چنانچه در كشف المحجوب مذكور است ، منه رحمه الله اين توضيح از مؤلف كتاب است كه بايد در حاشيه باشد ولى كاتب نسخه مى : چنان كه در ذيل صفحات 154 231 و 290 توضيح داده شده هر نوشته كه از مؤلف در حاشيه هم بوده بىتوجه بموضوع همه را بمتن كتاب افزوده است ( 7 ) - مى : ( سياف قصد وى كرد ) ندارد .