على بن حسين واعظ كاشفى
430
رشحات عين الحيات ( فارسي )
چه تصريح نكردند ليكن گفتند « 1 » كه سهل باشد كه كسى آيد « 2 » و كسى را پيش از دو ماه نبيند ، حضرت ايشان فرمودند مرا يقين شد « 3 » كه سبب غضب ايشان استماع غيبت و آن فتور بود در ملازمت ، بعد از ساعتى باز بطريق پيش آمدند و التفات و عنايت بسيار نمودند و كيفيت ملاقات خود را به حضرت خواجه بهاء الدين قدس اللّه « 4 » تعالى سره بيان فرمودند و بعد از بيان كيفيت ملاقات به حضرت خواجه ، دست دراز كردند كه بيا بيعت كن ، طبيعت بر من گرفتن دست ايشان اقبال نكرد از آن جهت كه بر پيشانى « 5 » مبارك ايشان بياضى بود مشابه مرضى كه موجب نفرت طبيعت مىباشد ، ايشان كراهت طبيعت مرا دريافتند و دست خود را به تعجيل كشيدند « 6 » و بطريق خلع و لبس تبديل صورت خود نموده به صورتى ظاهر شدند كه اختيار از دست « 7 » من برفت ، نزديك شد كه بيخودانه « 8 » بر ، « 9 » خدمت مولانا چسبم « 10 » ، ايشان باز دست خود را دراز كردند و فرمودند « 11 » كه حضرت خواجه بهاء الدين قدس اللّه تعالى « 12 » سره دست من « 13 » گرفته بودند و فرمودند كه دست تو دست ما است ، هركه دست تو گرفت دست ما گرفت ، دست « 14 » خواجه بهاء الدين مىگيرند ، بىتوقف دست مولانا يعقوب را گرفتم ، بعد از تعظيم طريقه خواجگان قدس اللّه تعالى « 15 » ارواحهم بروجه « 16 » نفى و اثبات كه آن را وقوف عددى
--> ( 1 ) - چپ : ( گفتند ) ندارد ( 2 ) - مى ، چپ : كه كسى آمدن كسى را ( 3 ) - مى ، چپ : مرا يقين پيوست كه ( 4 ) - چپ : قدس سره ، مج : ( قدس اللّه تعالى سره بيان فرمودند و بعد از بيان كيفيت ملاقات به حضرت خواجه ) افتاده ( 5 ) - بر : كه ، بر پيشانى ايشان ( 6 ) - بر : بتعجيل كشيد و ( 7 ) - مى : از دست من رفت ، چپ : از دست رفت ( 8 ) - مج : كه همچو بيخودانه ( 9 ) - چپ : به خدمت ( 10 ) - مى : چپ : چسبيم ايشان باز ، بر : چسبم باز دست ( 11 ) - مى : و فرمود كه ( 12 ) - مج ؛ چپ : قدس سره ( 13 ) - بر : دست مرا بگرفتند و فرمودند كه دست تو ، مج : دست من گرفته بودند كه دست تو ( 14 ) - مج : ( دست ) افتاده ( 15 ) - مج : قدس اللّه سره ، چپ : قدس اللّه ارواحهم ( 16 ) - مج : ( وجه ) ندارد .