على بن حسين واعظ كاشفى

420

رشحات عين الحيات ( فارسي )

كه حضرت ايشان پيش حضرت سيد مىآمدند ، سيد بىاختيار آغاز حكايات و اسرار غامضه مىكردند و حقايق و لطائف غريبه « 1 » از ايشان سر مىزد كه در اوقات ديگر مثل آن « 2 » اتفاق نمىافتاد ، روزى بعد از آنكه حضرت ايشان از مجلس برخاستند ، حضرت سيد متوجه فقير شده فرمودند كه مولانا فتح اللّه سخنان اين طايفه عليه اگرچه به‌غايت خوش است اما به مجرد گفت و شنيد كارى كفايت نمىشود ، اگر مىخواهى كه به سعادتى رسى كه نهايت متمناى ارباب همت است ، دست « 3 » در دامن اين جوان تركستانى زن « 4 » كه اعجوبه « 5 » زمان است ، از وى بسى كار در حساب است زود باشد كه جهان بنور ولايت او روشن شود و دلهاى مرده و به هواى نفس افسرده از بركت صحبت شريفش زنده گردد و مرا بموجب اشارت حضرت سيد هميشه آرزوى ملازمت حضرت ايشان مىبود تا « 6 » زمان سلطان ابو سعيد ميرزا كه حضرت ايشان از تاشكند بسمرقند آمدند ، من اكثر اوقات در خدمت و ملازمت حضرت ايشان مىبودم و آنچه حضرت سيد اشارت فرموده بودند زياده از آن مشاهده مىنمودم ، ازين نقل محقق « 7 » شد كه نظر حضرت سيد بر عاقبت امور استعداد مردم بود و مؤيد اين معنى است اين « 8 » سخن كه پيش از اين در ذكر غنا و تمول حضرت ايشان گذشت كه حضرت « 9 » سيد فرمودند كه همچنان‌كه اين ناخوشان ما قباب ما شده‌اند ، زود باشد كه دنياى تو قباب تو شود . حضرت ايشان مىفرمودند كه در صحبت حضرت سيد قاسم هيچ ناخوشى نبود جز مريدى چند و آنچه مردم نسبت به ايشان مىگفتند يكى از دو چيز بود ، يا آنكه مطلع شده بودند به سر « 10 » قضا و قدر ، دانسته بودند كه ايشان بر اين وجه‌اند كه چنين ناخوشان « 11 » گرد ايشان خواهند بود ، چاره نبود از نگاهداشت « 12 » آن مردم ، يا آنكه همچنان‌كه بر سر ديوار باغ ميوه‌دار ،

--> ( 1 ) - بر : غريبه بيشتر ازيشان ( 2 ) - بر : مثل آن ازيشان اتفاق ( 3 ) - مج : ( دست ) افتاده ( 4 ) - مج : ( زن ) ندارد ( 5 ) - مج : اعجوبى زمان ( 6 ) - بر : تا در زمان ( 7 ) - چپ : ازين محقق شد - بر : ازين نقل تحقيق شد ( 8 ) - مى ، چپ : آن سخن ( 9 ) - بر : كه سيد فرمودند ( 10 ) - چپ : سير قضا و قدر ( 11 ) - مى : در گرد ( 12 ) - مى : نبود نگاهداشت .